عاشورایی متفاوت!!!

امسال عاشورابا سالهای قبل متفاوت بود از شب قبل عاشورا که سایتهای سبزک ها سر زده بودم معلوم بود برای فردا برنامه دارند عده ای از دوستان میگفتند جرات نمیکنند بیان ولی از اونجایی که میدونستم اینها پر رو تر از این حرفها هستند فردا برای نماز ظهر عاشورا و عزاداری به جای هیئت های مرسوم به مسجد دانشگاه تهران رفتیم آقای پناهیان خیلی خوب حرف زد یک قسمتش این بود که برای شیعیان واقعی در فتنه ها حقیقت مثل روز روشن است و این برای ما جای خوشحالی داره بعد سعید حدادیان اومد و روضه خوند یه ۵ دقیقه ای به اذان مونده بود که از پشت بلند گو اعلام کرد در خیابان اوضاع بحرانی شده و به صورت دسته عزاداری به خارج دانشگاه حرکت کنید در طول راه مرتب بچه ها داد میزدند اینها میخوان درگیری درست کنند مراقب باشید درگیر نشید ما از خیابان انقلاب به سمت ۴ راه ولیعصر رفتیم و از خ ولیعصر به سمت میدان حرکت کردیم در طول راه تمام سطل ها و جعبه های شن شهرداری آتش گرفته بود و زمین پر از تکه سنگهای بزرگ و تیز بود همینطور که به سمت بالا میرفتیم یکی از بچه ها کپسول آورده بود و آتش ها را خاموش میکرد به میدان که رسیدیم لجن ها هنوز اونجا بودند و شروع به  سنگ انداختن به سمت ما کردند (یادتان هست موسوی میگفت به ما سنگ انداختند ولی خودشان که میندازند خوبه) کل میدان را دود گرفته بود به خاطر پرتاب سنگ نمیتوانستیم جلو بریم یه دفعه بچه ها گفتند بدوید به طرفشون ما هم زیر سنگها شروع به دویدن کردیم و اونها شروع به فرار بعد از اینکه میدان امن شد نیروی انتظامی آمد و دکه پلیش را که آتش زده بودند خاموش کرد  و در میدان مستقر شد ما به طرف خ فلسطین رفتیم و این در حالی بود که تعدادمون داشت مرتب زیاد تر میشد سر فلسطین که بودیم یکی از افسر های نیرو اومد و از ما خواهش کرد که به سمت سر حافظ بریم گفت اونجا خیلی زیادن و ما نمیتونیم جلوشونو بگیریم ما به اونطرف رفتیم و دوباره تا مارو دیدن که داریم میدویم سمتشون در رفتن جالب اینجا بود که نیرو با اون همه لباس و سپر میرفت و عاش و لاش بر میگشت ولی ما که با دست خالی بودیم تا سمتشون میرفتیم در میرفتن وقتی سر حافظ را گرفتیم دیدیم وسط خیابان را کامل بست و بلوک های سیمانی و حفاظ های فظای سبز را از جا در آورده وسط خیابان کشیدن و سنگر درست کردن کاملا معلوم بود که بلوک ها با دست غیر ممکنه که در بیان و از اول اینها با خوذدشون تجهیزات آورده بودن که از در و دیوار سنگ بکنند و خرد کنند و به سمت ما بزنند راه را باز کردیم خلاصه ماشین و موتور های نیرو هم اومدند و اونجا را گرفتند من کاپشنم را زیرم انداختم و گوشه خیابان نمازم را خوندم دیگران هم همینکار را کردند و نماز ظهر عاشورای امسال بیشتر از هر سال شبیه نماز امام حسین بود یه ماشین نیرو

را آتش زده بودند که نزدیک خانمها منفجر شد

 

 ولی کسی چیزیش نشد موتور های پلیس میرفتند جلو و قاطی اونها گاز می انداختند و ما چلو میرفتیم و اونها در میرفتند ما تا ٧ تیر رفتیم اونجا که رسیدیم تعدادمون خیلی زیاد شده بود طوریکه از میدان تا بالای پل بچه های ما دیده میشدن

 

ولی دیگه از سبزمبو خبری نبود بعد از اون هم ما باز چند ساعت داشتیم میگشتیم ولی تنها نکته جالب یک ساختمان بود که کامل آتش گرفته بود و پلیس داشت از زیر اون موتور سوخته میریخت تو وانت که نشد عکسش را بگیرم نکته قابل عرض دیگه اینکه تنها اسلحه های گرمی که پلیس داست گاز و تفنگ پینتبال بود در حالیکه یکی از دوستان که دنبال یک دسته از اینها کرده بودند میگفت وقتی توی یک کوچه گیرشون انداختیم ٣ نفر اسلحه در آوردند و ما فرار کردیم حالا خودتون بفهمید کی خون ریخته و اخرین مطلب هم اینکه پدرم که توی بیمارستانی همان حوالی کار میکنه میگفت تعداد زیادی از مجروحین پلیس براشون برده بودند یکی از سربازهای مجروه میگفت ما سر جامون ایستاده بودیم که دسته سیز ها ئر حال زنجیر زدن به سمت ما اومدن وقتی نزدیک سدن یهو زنجیر ها را انداختند و قمه کشیدند و افتادند به جان ما

 

من نمیدونم چرا بعضی این پروزه شهید روز عاشورا را بعد از ٧٢ تن سازی اینها باز باور میکنن مثل اینکه تو عالم دیگری هستن و چشم بر حقایق بستن

/ 48 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

دلم براي تو و امثال تو ميسوزه كه سرتونو مثل كبك كردين زير برف و خدا و دين و پيغمبرو بازيچه قرار دادين اگه هنوز متوجه نشدين بدونين رهبران شما جز دين دستاويز ديگه اي نداشتن مي فهمي يعني چه؟ يعني دينو قاطي امر كثيف سياست كردن چرا قبلا" حرفي واسه گفتن نداشتن چرا همه رسانه ها / تلوزيون / روزنامه... سانسور بود / هست! از چي مي ترسن؟ مگر نه اينكه اما حسين به خاطر آزادي كشته شد؟ پس چرا فقط دارن از اسم حسن استفاده مي كنن؟ چرا آرمانشو نمي بينن؟ مگر نه اينكه محرم ماه حرام بود؟ مگر نه اينكه ريختن خون توي اين ماه حرام بود؟ اگه عده اي كه ( معلوم هم نيست واقعا كي بودن؟) حرمت شكني كردن! اما حرام خدا رو كه حلال نكردن... واقعا چه تو جيهي مي تونين داشته باشين؟ جناب محمد خان! اون جوونايي كه تو اين مملكت خونشون ريخته شد هموطنت بودن خواهر ، برادرهات بودن ، جز خداوند هيچكس در جايگاه قضاوت نيست!

زردشت

سلام وبلاگ پر محتوایی دارید با اجازتون شما رو بانام اخرین زمان پیوند کردم

فرید

خدایا ! فقر فهم مردم اسیر دست سجاده نشینان بی خدا را جبران بفرما . آمین یارب العالمین با آرزوی شفای عاجل برای شما دوست عزیز

مقداد

وبلاگ صدای عدالت تا رفع مشکلات امنیتی تعطیل می باشد سلام.به مدت 24 ساعت تصویری تحت عنوان هک شدن این وبلاگ توسط گروه چشم شیطان به نمایش در آمده بود. .اکنون کنترل وبلاگ به نویسنده آن بازگشته است اما تا زمانی که مشکلات امنیتی حل شود ، این وبلاگ تعطیل می شود. از همگی بیننده های وبلاگ معذرت خواهی می کنم.

atizra

نیستی برادر محمد؟[خنثی] آقا اجازه؟![تلفن] میشه بیاین وبلاگ ما؟آخه ما آپ شدیم اقا[عجله] آقا دوباره اجازه اقا؟[بازنده] آقا ما همش میایم میبینیم همینه[خمیازه].پست جدید ندارین آقا؟[سوال] آقا ما میریم آقا.با اجازه![نیشخند]

صدیقه حسینی

سلام! به روزم با: کشف یک تاریخ تولد تکراری شعری زیر روسری مثنوی و بی حجابی یک مشت احساس متضاد! و مشتاق تر از همیشه منتظر حرف هایت....

صدیقه حسینی

سلام! به روزم با: کشف یک تاریخ تولد تکراری شعری زیر روسری مثنوی و بی حجابی یک مشت احساس متضاد! و مشتاق تر از همیشه منتظر حرف هایت....

صدای عدالت

سلام.می خواستم تا 20 روزی مطلب جدیدی روی وبلاگ ننویسم .یکی از دلایلش هم این بود که می خواستم امنیتش رو بیشتر کنم.اما امروز یه ایه از قرآن رو دیدم به این مضمون که انسانهای مومن باید جهاد کنند و اگر موفق شوند یا کشته شوند پیروزند.صدای عدالت

دانشجو

سلام همسنگر . خدا قوت . با مطلب :22 بهمن نوشابه و ساندویچ هم می‌دهند! به روز هستم . http://daneshjoo-news.persianblog.ir/post/1185 يا علي[گل][عینک]

Sir.Alex

سلام با مطلبی فوق العاده با عنوان " 22 بهمن نوشابه و ساندویچ هم می دهند ! " به روزم. لینک مستقیم مطلب: http://zootova.persianblog.ir/post/81 علی علی [گل][گل]