انقد فیلم یا فسادنامه

رضا مهدوی که حالا مدیرکل موسیقی حوزه هنری است را باید یکی از خبرسازترین چهره های موسیقی در یکی دو سال گذشته دانست. او برای نخستین بار در مواجهه ای با وزارت ارشاد- که می تواند به منازعه نیز تعبیر شود- به آلبوم ترنج محسن نامجو مجوز داد و آثار او را وارد شبکه رسمی کشور کرد. این اتفاق همان روزها هم خبرساز شد و واکنش تند برخی مسوولان وزارت ارشاد را به دنبال داشت. مهدوی هم آن روزها و هم حالا که به تعبیر خودش نامجو حسابی به بیراهه رفته هم از آن اقدام دفاع می کند و معتقد است چنین رویکردی می تواند باعث جهش در موسیقی شود. "ما اصطلاحی به نام موسیقی زیرزمینی نداریم!"

***
شما موسیقی زیرزمینی را یک پدیده واراداتی می‎دانید یا فکر می‎کنید شرایط خود جامعه باعث به وجود آمدن چنین پدیده‎ای در فرهنگ موسیقایی ما شده است؟
اساسا واژه زیرزمینی را قبول ندارم و معتقدم این پدیده‎ای که به غلط در جامعه به نام موسیقی زیرزمینی شهرت یافته است وارداتی نیست، بلکه اتفاقا خیلی هم وطنی است. اصلا در فرهنگ شرقی چیزی به نام «زیرزمینی» وجود ندارد. ما حتی در مذهب مان هم بر ظاهری بودن اعمال مذهبی تاکید داریم. ماجرا از این قرار است که وقتی ما در رسیدگی به حجم انبوه موسیقی‌های تولید شده، بررسی و ممیزی آن‎ها عاجز و ناتوان می‎شویم و توان هدایت افراد را به سمت مسیر درست نداریم سعی می‎کنیم با تولید چنین واژه‎هایی، یک جریان غلط را در جامعه ایجاد کنیم. در حقیقت وقتی جریان مدیریت فرهنگی و موسیقی، توانایی هضم جریان‌های موجود را ندارد، با طرح چنین عبارات خودساخته‌ای سعی در حذف صورت مسئله می‌کند. متأسفانه اگر یک نوع موسیقی برای دوستان قابل هضم باشد سریعا به آن مجوز می‎دهند تا انتشار پیدا کند، ولی اگر نتوانند آن را هضم کنند و با سلیقه آن‎ها هم مطابقت نداشته باشد اصطلاحی به نام «زیرزمینی» را درست می‎کنند و این اصطلاح را روی آثاری که مجوز نداده‌اند می‎چسبانند.

با کلیات حرف شما موافقم، اما این‌که وجود موسیقی زیرزمینی را از اساس تکذیب کنیم هم به نظر جای تامل بیشتری دارد...
این نوع موسیقی که به این نام معروف شده است به‎هیچ وجه ضد دینی یا ضد حکومتی نیست، یا حداقل من تا به‎حال این موسیقی را با چنین مضمون‎هایی نشنیده‎ام. ماجرا این است که جوانان ما کمی‎در موسیقی نوآوری کرده‌اند؛ شاید با شکل و قیافه و لباس جدیدی هم این نوع موسیقی را اجرا کنند. ما بزرگ‎ترها بسیاری از کارها را با شیوه آزمون و خطا انجام می‌دهیم، اما نوبت به جوان‌ها که می‌رسد چنین حقی برای آن‎ها قائل نیستیم. به هر حال ما حق نداریم آن‎ها را سرشکسته بکنیم تا آن‎ها هم به سمت دیگران تمایل پیدا کنند و خوراکی برای بیگانگان شوند. ما جوانان مستعد موسیقی ایران را نباید تبدیل به فرصتی برای استفاده بیگانگان کنیم. متأسفانه تا به حال نخبگان زیادی را در حوزه موسیقی به دلیل این برخورد از دست داده‎ایم و این در حالی است که سیاست اصلی و هدف دولت فعلی، جذب حداکثری است.

اگر واقعا سیاست جذب حداکثری است، پس چرا موسیقی زیرزمینی تا به حال نتوانسته به‎شکل مجاز در جامعه هنری کشور فعالیت کند؟
متأسفانه این سیاست دولت آقای احمدی‎نژاد کمی‎دیر در دستور کار قرار گرفت. این جذب حداکثری باید در دوره‎های قبلی اتفاق می‎افتاد تا ما شاهد از دست دادن بسیاری از توانمندان حوزه موسیقی نمی‌بودیم. فکر می‎کنم الان هم مشکل اصلی مدیریت ،سلیقه‌ای است که در حوزه موسیقی و شاید در بخش‎های دیگر هنر حاکم شده. متأسفانه این سلیقه تصمیم‎گیران کشور به شکل عمومی‎اعلام هم می‎شود که به حساسیت بیشتر جوانان دامن می‎زند. جوانان که امروز برچسب غلط زیرزمینی به آن‎ها خورده است می‎توانستند یک فرصت برای جامعه موسیقی ایران باشند که حالا تبدیل به یک تهدید شده‎اند.

منظورتان از وجود مدیریت سلیقه‎ای، مدیریتی است که بر ممیزی آثار وجود دارد؟
باید اعتراف کرد که مقررات و قانونی اصولی برای ممیزی آثار وجود ندارد. ما با ممیزی توسط شوراها به هیچ وجه به جایی نخواهیم رسید. کارشناسانی که در این بخش فعالیت دارند نباید از طیف خاصی باشند. این نوع مدیریت باعث می‎شود که یک اثر در یک دوره مجوز نگیرد و در دوره بعدی با تغییر مدیران، مجوزدار شود. دوستانی که الان این مسولیت را برعهده دارند، 25 سال است همین کار را می‌کنند؛ حتی اگر اعمال سلیقه و بعضی حب و بغض‌های شخصی هم در میان نباشد، بعد از این همه سال با وجود مدیریت‌های ثابت نباید هم توقع اتاق جدید را داشت. بخشی از مشکلاتی که الان همه به وجود آن‎ها اذعان دارند، نتیجه سیاست‌های ما در سال‌های گذشته است و تا وقتی تصمیم‎گیران، همان گروه‌های قبلی باشند، طبیعی است که همان مشکلات پا برجا بماند. به‎نظرم باید زمینه را برای ورود جوان تر‌ها به شوراهای تصمیم گیری فراهم کرد.

می‎خواهیم آن‌چه را شما «اعمال سلیقه شخصی» و «حب و بغض شخصی» می‌نامید بیشتر بررسی کنیم.
بگذارید با یک مثال توضیح بدهم. قرار بود در حوزه هنری، همان زمانی که فیلم سنتوری توقیف شد، موسیقی این فیلم را منتشر کنیم، ولی گفتند که یکی از دلایل توقیف این فیلم، صدای محسن چاوشی بوده است. آن کار در آن مقطع انجام نشد، ولی صدای چاوشی، چند ماه بعد با تغییر سلیقه مدیران، مجوز گرفت و آلبوم‎های این خواننده یکی یکی منتشر شدند. تا وقتی که چنین جریانی در جامعه موسیقی ما وجود دارد استعدادهای جوانان به‎هدر می‎رود. یک مشکل دیگر هم این است که سازمان‌ها و نهادهای متولی فرهنگ، از یکدیگر حمایت نمی‎کنند. همین آقای چاوشی به‎نظرم یکی از بهترین استعداد‌های موسیقی کشور بود و هست. اخیراً آلبوم ژاکت را منتشر کرده که یک ترانه بندری هم دارد. این کار به‎نظرم خیلی خوب است. چون با بیانی سالم و پاک مسئله ازدواج را مطرح کرده. خب ما چند تا کار اینجوری درباره ازدواج داریم؟ یکی کار مرحوم محمد نوری بود که ممنوع‎الپخش کرده‎ایم. یکی هم همین اثر است. شما وقتی جشن عروسی دارید به مدیر تالار می‌گویید این یکی و آن یکی را پخش نکن. خب کدام را پخش کند؟ همین کار آقای چاوشی خیلی خوب است. به نظرم سازمان ملی جوانان باید حامی این کار می‌شد، طرحش می‌کرد و از چاوشی هم حمایت می‌کرد. اگر می‌خواهیم به موسیقی کمک کنیم باید در حمایت از آثار مناسب بین جریان‌های دولتی هم‎گرایی وجود داشته باشد. وزارت ارشاد این اثر را تأیید کرده، سازمان ملی جوانان هم باید هواداری می‌کرد تا جوان‎هایی که ابتدای راهند کمی امیدوارتر شوند نه این‌که سر از استودیوهای خارج از کشور در بیاورند.

به‎نظر می‌رسد مدیران با ندادن مجوز دنبال این هستند که جلو آثار نامناسب را بگیرند، فکر می‎کنید اساسا راهکاری وجود دارد که بتوان جلوی موسیقی زیرزمینی را گرفت یا این پدیده مهارشدنی نیست؟
اتفاقا مردم روی زمین از همین موسیقی زیرزمین استقبال کردند! با وجود اینترنت نمی‎توان جلو انتشار این آثار را گرفت. ‎سال‌ها به صدای ایرج، گلپایگانی و بنان مجوز نمی‎دادند، ولی مردم صدای آن‎ها را دوست داشتند و آثارشان را می‎خریدند و گوش می‎دادند. حالا بعد از سال‌ها صدا و سیما متوجه شده که باید این صدا‌ها را پخش کند. الان وقتی به جوانان مجوز نمی‎دهند و برچسب زیرزمینی بودن را به آن‎ها می‎زنند باعث می‎شود که غرور آن‎ها بشکند و فعالیت هنری‎شان را در جای دیگر دنبال کنند.

فکر می‎کنم نوعی تنوع سلیقه هم میان مدیران فرهنگی ما وجود دارد، یعنی حتما لازم نیست که مدیران تغییر کنند تا سلیقه‌ها عوض شود. همین حالا هم چند نگاه کاملا متفاوت نسبت به یک اثر موسیقیایی وجود دارد که این موضوع، کار را برای فعالان این حوزه مشکل می‎کند، این‎طور نیست؟
دقیقا همین‎طور است. به‎نظرم جرم و آسیب برنامه «فیتیله» برای جامعه ما بسیار بیشتر از آثاری است که بی‎دلیل مجوز انتشار نمی‎گیرند. ‎الان بسیار راحت موسیقی بزرگسالان در برنامه فیتیله برای کودکان پخش می‎شود. ‎به نظرم این یک نوع تناقض در ممیزی سازمان‎های فرهنگی است. این نوع مدیریت باعث شده که ما به‎هیچ وجه تولید مناسبی نداشته باشیم.

موسیقی زیرزمینی یا حتی لس‎آنجلسی دارای چه ویژگی‌هایی است که باعث جذب بیشتر مخاطب خاص و عام نسبت به انواع دیگر موسیقی داخلی می‎شود؟
خواننده‎های معروف ما هر چند سال یک بار یک آلبوم منتشر می‎کنند و این در حالی است که هر روز یک آهنگ جدید در لس‎آنجلس برای ایرانی‌ها تولید می‎شود. میزان تولید کم و انتشار محدود آثار موسیقی داخلی باعث تغییر ذائقه مردم شده است. ما با یک مدیریت صادق و سالم می‎توانیم گوش و سلیقه شنوایی مردم را به سمت داخل تغییر دهیم. مثلا اگر مدیریت درست عمل می‎کرد ما می‎توانستیم از صدای آقای نامجو در همین داخل استفاده کنیم و باعث جذب جوانان شویم، ولی متأسفانه کاری کردیم که دیگران از ایشان بهره ببرند و مسیر ایشان تغییر کند.

شاید همین ماجرای نامجو، مورد خوبی باشد برای کسب تجربه در موارد آینده. چه اتفاقی افتاد که حالا می‎گویید دیگران دارند از صدای ایشان بهره می‎برند؟
«ترنج» آقای نامجو یک کار دینی بود، ایشان حتی در حال آماده کردن یک کار عاشورایی هم بود، چند تا ادعیه از مفاتیح را خوانده بود. ولی همه چیز را رها کرد و رفت. نامجو یک پدیده بود که حتی در محیط دانشگاهی هم تحمل نشد. ما خودمان 9 عدد از آهنگ‎های ایشان را جمع کردیم و برای مسئولانی که باید گوش می‎دادند تا این آهنگ‌ها منتشر شود پخش کردیم. همه نظر مثبتی داشتند، ولی طیف دیگری وجود داشت که به نامجو و هنرش حسادت می‎کرد. وقتی کاست او را منتشر کردیم، خیلی از جوانان به این نتیجه رسیدند که شعر کلاسیک هم پویایی لازم را دارد، ولی همان طیف خاص با کج فهمی‎نگذاشتند که نامجو مطرح شود. جریانی را ایجاد کردند که نامجو را از فعالیت‎هایش خسته و دلزده کنند، این اتفاق افتاد. درست است که نامجو حالا به بی‎راهه رفته، ولی به نظرم جامعه موسیقی ما بسیار بیشتر از خود نامجو در این ماجرا ضرر کرد. فردا که این گفت‌وگو منتشر شود خیلی‌ها خواهند نوشت که مهدوی از محسن نامجو دفاع کرد! حرف من این است که موسیقی ما یک استعداد خیلی خوب را از دست داد. این اتفاق درخصوص شادمهر عقیلی هم افتاد. من همان زمان گفتم که ما درخصوص شادمهر ضرر کردیم. او بسیار قوی‎تر از کسانی بود که تا به حال کوچ کرده‎اند. یک آدم چند وجهی در دنیای موسیقی بود که می‎توانست موسیقی پاپ را متحول کند. به‎نظرم ما در حال حاضر موسیقی پاپ مطلوبی نداریم، شادمهر عقیلی می‎توانست ما را به این پاپ مطلوب برساند، ولی برای او شرایطی ایجاد کردند که رفت. ما با از دست دادن شادمهر عقیلی ضرر کردیم.

و این اتفاق می‎تواند برای دیگر جوانان مستعدی که الان به شکل زیرزمینی فعالیت می‎کنند تکرار شود؟
متأسفانه شرایط طوری است که مدیریت فرهنگی ما برای نخبگان موسیقی، مخصوصا جوانان، چندان ارزشی قائل نیستند. با جرئت می‎گویم که ما در نخبه‎کشی بی‎نظیر هستیم. مدیران فرهنگی ما به جای این‎که دنبال الگوسازی و نمونه‎سازی باشند فرصت کشی می‎کنند.

فکر می‎کنید موسیقی زیرزمینی، فی نفسه باعث پیشرفت موسیقی ایرانی شده است یا بیشتر به موسیقی فاخر ایرانی آسیب‎زده است؟
به‎نظرم این نوع موسیقی ضرری ندارد، چون اساسا تأثیرگذار نیست. مردم، این نوع موسیقی را با دقت گوش نمی‎کنند. با آن آشنا هستند اما خیلی تحویلش نمی‌گیرند. این را براساس پژوهش‌ها و به‎عنوان کسی می‌گویم که خودش موزیسین است و در این حوزه، کار مدیریتی هم انجام داده است. وقتی یک موسیقی با دقت شنیده نمی‎شود، اثرگذاری هم نخواهد داشت و بعد از مدتی فراموش می‎شود.

یعنی نمی‎پذیرید که مثلا موسیقی رپ به‎عنوان یک نوع موسیقی زیرزمینی، میان مردم رواج یافته است و به همین دلیل می‎تواند کارکردهای اجتماعی داشته باشد؟
قبول دارم که فراگیر است؛ سال 86 ما یک پژوهش و مطالعه عمیق درباره موسیقی‌ای که شما اسمش را می‌گذارید زیرزمینی انجام دادیم. در یک دوره بررسی شده، میزان گردش پول در خرید و فروش این آثار 80 میلیارد تومان بود در حالی که در همان زمان مجموع آثار فروخته شده توسط سه نهاد متولی رسمی یعنی صدا و سیما، ارشاد و حوزه هنری به 7 میلیارد هم نمی‌رسید. درست است که موسیقی غیرمجاز شنیده می‎شود، ولی به‎نظرم تأثیرگذار نیست. اصلا خیلی‌ها به‎عنوان دهن‎کجی به این نوع موسیقی گوش می‎کنند.

به‎نظر شما رسانه‌ها می‎توانند در این تغییر ذائقه مردم تأثیرگذار باشند؟
حداقل در حوزه موسیقی می‎توانم بگویم که رسانه‌ها خیلی مؤثر نیستند. صدا و سیما این همه موسیقی مناسبتی می‎گذارد، ولی این آهنگ‌ها هیچ‎وقت به دل مردم نمی‎نشینند. فقط تولید آثار خوب می‎تواند به درست کردن این جریان کمک کند. اگر یک رستوران‎دار، غذای خوبی دست مردم بدهد کارش می‎گیرد و از غذایش استقبال می‎شود. این موضوع در حوزه موسیقی هم صدق می‎کند. تا وقتی که تولید آثار فاخر و ارزشمند را افزایش ندهیم نمی‎توانیم توقع داشته باشیم که مردم سراغ موسیقی زیرزمینی و لس‎آنجلسی نروند. این آثار فاخر و ارزشمند هم باید از طریق لوح فشرده به مردم عرضه شود. مردم با ارائه آثار موسیقیایی از طریق سی‎دی ارتباط برقرار می‎کنند. پیشنهادم این است که در نقاط مختلف شهر کیوسک‌هایی قرار گیرد که فقط آثار شنیداری را به مردم بفروشند. وقتی آثار به شکل گسترده در این کیوسک‌ها عرضه شود، کسی سراغ دانلود موسیقی مبتذل در اینترنت نمی‎رود.

به‎عنوان یک کارشناس موسیقی، نظرتان درباره موسیقی رپ و رپرها چیست؟ مسئولان باید چه برخوردی با فعالان این حوزه موسیقی داشته باشند؟
به‎نظرم رپ همان بحرطویل ایرانی است. در غرب از این نوع موسیقی برای بیان اعتراض استفاده می‎شود. اگر ما در موسیقی رپ از حرف‎های ناپسند استفاده کنیم استفاده خوبی از این نوع موسیقی نکرده‎ایم، ولی اگر متن خوبی داشته باشیم به‎نظرم باید از این نوع موسیقی حمایت هم بشود.

/ 39 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طباطبایی

و نکته آخر در همین فرآن خدا وفتی برای مردم (مرد و زن )‌مثال میاره دو زن خوب رو مثال میزنه (مریم و آسیه) و دو زن بد رو مثال میزنه(رن نوح و لوط) و خودش میکه اینها برای شما مثال میزنم تا عبرت بگیرید! این رو چگونه تفسیر میکنید؟ مگر مرد خوب کم بود که خدا برای این جنس از تظر شما برتر از زن (جنس ناقص؟؟؟؟؟)‌مثال بزنه و او رو الگوی مرد و زن قرار بده؟ تک تک آیات قرآن خطاب به همه هست خواص و عوام نداره... چرا باید قران برای بندگان برترش از جنس زبون و پست مثال بیاره؟ شما رو به خدا اینجوری با اسم فمنیست به جنگ اسلام نرید یا حق

طباطبایی

سلام در مورد آیه باید بگم در آیه نگفته برای زنان آسیه را مثل زدیم ..للذین کفروا و للذین امنوا..!! آیات 9 و 10 سوره تحریم رو ملاحظه بفرمایید! من که اگر خطاب زنان بودند به راحتی از ضمیر مونث استفاده میکرد!ضمن اینکه در همون کتاب شهید مطهری به این آیه اشاره شده و ایشون هم اونو برای هردو جنس دونستند اما در مورد خود کتاب ..بله ایشون هم گفتند تفاوت هایی هست و به همین دلیل نمیشه برای هر دو حقوق مشابهی در نظر گرفت..دقت کنید حقوق نا مشابه به دلیل تفاوت اما برابر به دلیل اینکه یکی بر دیگری برتری نداره!!! چرا تفاوت رو به معنای برتری یکی بر دیگری میگیرید؟؟

طباطبایی

این مطالب در اون کتاب گفته شده و شهید مطهری در بیان برتری مرد سخن نگفته ضمن اینکه اگر نگاه کنید به بعضی از قوانین اسلامی، و حکمت و فلسفه اونو نگاه کنید حکم به برتری زن بدید نه مرد ! البته اگر نگید احساسی شدم..حودتون بخونید در این کتاب علت اینکه حق طلاق با مرد هست! و احترامی که در قوانین به مقام زن گذاشته شده اما من به دنبال برتری جنسی بر جنس دیگه نیستم در مورد اینکه امروز چه چیزی معیار برتری زنان شده درست میگید اینها ملاک برتری زن نیست!هرچند من با کار کردن زن به طور کامل مخالف نیستم اما به نظر من هنر یک زن مدیریت خانه است زن کانون خاونه و خانواده است این وظیفه مرده که کار کنه و دستمزد کارش رو به زنش تقدیم کنه ..قدرت بدنی مرد برای اینه نه برای انکه خودش رو جنس برتر بدونه !!!

طباطبایی

و مطلب آخر (برای ان دسته نظرات!) اینکه اگر اکثر روحانیون سطح بالا ..نظیر علامه جعفری، دچار این اشتباه میشن و تحت تاثیر نظریه فمنیستی مسائل رو بیان میکنند من به خودم جق میدم که تحت تاثیر قرار بگیرم![نیشخند] کتاب زن در آیینه جمال و جلال الهی هم فکر کنم حوب باشه (از آیت الله جوادی آملی) البته هنوز نخوندمش ولی نمیدونم اگر این بخونید ایشون رو هم مثل علامه جعفری....!! موفق باشید خدانگهدار

طباطبایی

سلام با این نظر شما در مورد علامه و چند نفر دیگه شهید مطهری هم احتمالا جزو این گروه محسوب میشه ..چون ایشون هم به برتری یک جنس بر دیگری معتفد نیست من ازتون میخوام این کتاب رو بخونید و برای خوندن کتاب نیازی نیست منتظر بمونید تا کسی که امانت گرفته برش گردونه میتونید از از آدرس http://www.dibaketab.com/1388/05/نظام-حقوق-زن-در-اسلام.html دانلودش کنید! و لطفا از اول کتاب، از مقدمه شروع کنید تا توضیح ایشون رو ببینید که چرا حدیدا این موضوعات مطرح شده! در ضمن ،فکر خوبیه که با آقای جوادی آملی صحبت کنید اما حتما قبلش کتاب رو بخونید چئن من گفته بودم فکر کنم در مورد ایشون هم به این نتیجه برسید..من کتاب رو نخوندم فقط تعریفش رو شنیدم!

طباطبایی

در ضمن اگر بگیم چون الان مطرح شده پس کلا غلطه بیاد بگم این نمیتونه حتما درست باشه... چون بعضی از مسائل ممکنه قبلا مطرح نبوده و مراحع و بزرگان دین هم براش وقت نذاشته باشند اما الان مطرح شده.. مثلا دینی شدن جامعه و ورود به سیاست همیشه در دین بوده اما مدرس اینها رو مطرح کرده و در زمان مشروطه آیت الله فضل الله نوری فعالیت زیادی کردند یا در زمان معاصر، مطرح شدن ولایت فقیه از جانب امام برای خیلی ها سنگین اومد حتی بین حوزوی ها اختلاف بود با اینکه ولایت فقیه ابتکار امام نبود همیشه مطرح بوده...و امام اومد از حمهوریت صحبت کرد ما باید میگفتیم امام رسم جدید گذاشته؟ و یا اینکه امام نباید از قالب حمهوریت که ساخته غربه استفاده کنه و این یعنی تاثیر پذیری از غرب!! یا موضوع دیگه ای که قبلا از امام در حوزه مطرح شد که عده ای لیوان امام رو آب میکشدند!!

طباطبایی

اما اینکه شما دنبال برتری مرد هستید و اختلاف رو به معنی برتری میدونید... اول اینکه هر تقاوتی به معنای برتری نیست... ومثلا سیب بر پرتقال برتری داره یا بر عکس؟ هر کدوم خواص خودش رو داره.. و اینکه شما میگید مرد جنس برتره و خدا اون رو برتر آفرید یعنی زن رو جنس دوم و طفیلی مرد میدونید؟وادر نتیجه زن برای مرد آفریده شده؟؟ این شاید با نظریات کتابهای یهود و مسیحی حور باشه اما با اسلام نه! اسلام طن و مرد رو برابر میدونه نه متشابه .. واین عدم تشابه به معنای برتری یکی بر دیگری نیست... اینها رو من از کتاب شهید مطهری میگم و ارجاعتون میدم به همون کتاب و یک مطلب دیگه اینکه مثل اینکه شمادر مبنای دو فکر میکنید که همه چیز یا باید صفر باشه یا یک... و تفاوت حتما برابر میشه با برتری..تساوی معنا نداره!! باز هم میگم کتاب شهید مطهری رو بخونید اما بدون پیش داوری ..البته اگر آخر مار شهید رو هم به لیستتون اضافه نکنید!!!

طباطبایی

سلام ببخشید شما از کجای احادیث درآوردید که نمره مرد 15 هست و نمره زن 5؟؟؟[تعجب] فکر نیمکنم این بحث ها به نتیحه ای برسه اما بهتره شما کتاب شهید مطهری رو بخونید و با دقت و بدون پیش فرض! اشتباه شما اینه ه شما تشابه رو با تساوی یکی میگرید: "اما برتری مرد به زن همانطور که گفتم کاملا با روایات و آیات دیگر صدق میکند و اگر مساوی کنیم این دو را خیلی از احکام دیگر از بین باید بروند " اگر بپذیرید زن جنس دومه بقیه رو هم که گفتم نتیجه میشه و این رو شهید مطهری رد کردند ..زن و مرد از نظر خلقت با هم برابرند اگر حوا از جنس آدم آفریده شد چون هر دو باید از یک جنس میبودند اما این به تنهایی به برتری مرد اشاره نداره! من هم قبول دارم که دین ما نباید با دیگر مکاتب التقاط بشه اما این بدین معنا نیست که اگر جایی حرف ما با یک مکتب یکی بود بگیم این اشتباهه همه مکاتب هم گفته هایی دارند که درست هست!اگر ما اینو از اونها بگیریم و با اسلام مخلوط کنیم اشتباهه نه اینکه تشابه با یک مکتب در یک موضوعی! ضمنا میشه آیه ای رو که خدا میگه بعضی رو بر بعضی برتری دادیم بگید؟ قبلابهش استناد کردید اما نمیدونم در کدوم نظر و اینکه شماره آیه ر

طباطبایی

سلام ممنون که کتاب شهید مطهری رو برا تفسیر کردید! چون من که خوندم چیزی متفاوت برداشت کردم! من که براتون لینکی فرستادم تا کتاب رو دانلود کنید ف میتنید از کتابخونه هم امانت بگیرید این صحبت شهید مطهریه که تفاوت به معنای برتری یکی بر دیگری نیست من نمیدونم شما چطوری با صحبت های خود ایشون تونستید به این نتیجه برسید که تفاوت یعنی برتری!؟ من لیه الرجال قوامون علی النسا رو قبول دارم با این تفاسیری که شما از آیات دارید میشه بفرمایید ان الحکن الا لله چه معنایی داره؟ من باز هم ازتون میخوام به جای تفسیر صحبت های شهید مطهری اون کتاب رو بردارید و مطالعه کنید!

طباطبایی

سلام این لینکی هست که همین الان خودم امتجانش کردم http://www.dibaketab.com/1388/05/نظام-حقوق-زن-در-اسلام.html البته اینجابه دلیل فارسی بودن، بد کپی شده اما باز هم که امتحان کردم بازش کرد اون لینک قبلی رو هم اگر دارید باید پایین صفحه توی لیست کتابهای دانلود پیداش میکردید من به قرآن و احادیث معتقد هستم اما این رو هم از خود قرآن میدونم که قرآن آیات متشابهات و محکمات داره و من هم علم تشخیص این رو ندارم و این آیات رو باید علما بگویند من شهید مطهری رو قبول دارم و خوشبختانه این مرحع من مورد تایید امام هم هست!تاییدی که هیچ کس نتونسته از امام بگیره من توی این کتاب تفسیرهای شما رو نیاقتم! شاید هم به دلیل عقل کمتر جنس ما باشه که نباید خرده بگیرید..چه کنم دست خودم نیست ؟ خدا به حد شما به من توانایی نداده!!!!؟؟؟ و به هرکس هم در حد توان خودش مسئولیت داده و به همون اندازه هم ازش سوال میشه!