آخرین زمان

ای رهبر حق شناس و آگاهم __تا لحظه مرگ با تو همراهم__امروز که راه عشق پر پیچ است__حکم آنچه تو میکنی دگر هیچ است

 
وزارت کدام فرهنگ؟
نویسنده : - ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱
 

یکی از مواردی که همیشه برای نیروهای انقلاب حائز اهمیت بوده کارکرد دستگاه های نظام علیه خود آن است . زمانی این رخداد ها به اوج رسید که در دوران اصلاحات کابینه جمهوری اسلامی در نقش اپوزوسیون نیز ایفای نقش میکرد اما این موضوع صرفا متعلق به آن دوران  ننگین نیست بلکه در طول زمان به علت های مختلف تکرار شده است گاهی به دلیل عدم وجود سیستم مناسب یا وجود افراد خائین و گاهی هم به دلیل نادانی.

یکی از کلیدی ترین ترین این دستگاهها که همواره در جهت خلاف اهداف نظام حرکت میکند چه در بعد سینمایی که سینمای ما را به دوران قبل از انقلاب برگردانده و چه از نظر چاپ کتابهای ناسالم و مخرب برای جامعه از وهابی ها گرفته تا سکولار ها .

کتاب زیر یکی از این کتابها است که توسط وزارت فرهنگ مجوز داده شده و در تیراژ 3200 نسخه و در سال 1388 در دولت اصولگرا مجوز چاپ گرفته است.

با کمی جستجو در اینترنت میتوانید پی ببرید که نویسنده این کتاب از معروفترین کافران دنیا است که تمام عمر خود را صرف خدمت به شیطان کرده و در رد وجود خدا و برهان نظم کتابهای زیادی را به چاپ رسانیده در اینجا سوالی که مطرح میشود این است که

آیا مسولین ممیزی نام این نویسنده را نشنیده اند؟

آیا به خودشان زحمت نداده اند تا مطالب این کتاب را بخوانند؟

اما به نظر میرسد موضوع چیزی فراتر این باشد زیرا اگر مسولین ارشاد حتی خلاصه پشت جلد این کتاب را هم میخواندند متوجه موضوع می شدند پس باید نتیجه گرفت که دست های آلوده وطن فروشی در کار بوده .

اوضاع اینجا جالب تر میشود که مترجم کتاب سالها در گروه تدوین کتب زیست شناسی مدارس بوده و با استفاده از کتابهای درسی آموزش و پرورش خودمان نظریه داروین را که پایه تمام نظریه های الهادی است را رواج داده و عنوان علم در ذهن فرزندانمان فروکرده.

در دوران شاه امثال شهید مفتح در گروه تدوین کتب درسی بودند و سرانجام ان آشنایی ذهن ها با اسلام بود و امروز نویسندگان کتب درسی و مسولین فرهنگی چه کسانی هستند؟!!!

اما در مورد مترجم دوم کتاب اگر شباهت اسمی نبوده باشد فقط یک زن با این اسم در اینترنت پیدا کردم: شهلا باقری عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و دارای عناوینی مانند پژوهشگر برتر قرانی و پژوهشگر برتر نهج البلاغه میباشد!!!!

در اینجا میتوان به عمق نفوذ نفاق در ساختارهای کشور پی برد .

فکر میکنید اگر فردا بخواهند گروهی برای تدوین کتب دینی مدارس تشگیل دهند امثال شهلا باقری در ان چه نقشی خواهند داشت؟


 
comment نظرات ()
 
 
اعتقاداتمان را چند می فروشیم؟
نویسنده : - ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٦
 

مبلغ اسلامی بود . در یکی از مراکز اسلامی لندن. عمرش را گذاشته بود روی این کار تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می دهد .
می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی ...
گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آوردو گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟
گفت می خواستم فردابیایم مرکز شما و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم . وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم
تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد .
من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم ..
 
شما اعتقاداتتان را چند میفروشید؟
به یک لبخند نامحرم
به یک مانتوی سبز
یا به 50 میلیون دلار پول آمریکا برای ستاد های سبز
یا شاید مجانی خودتان به دنبال فروش اعتقادتان بدوید و حتی بای آن پول هم بدهید
مثلا خرید ماهواره 

 
comment نظرات ()
 
 
انقد فیلم یا فسادنامه
نویسنده : - ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٢
 

این روزها هرچی میخوام در مورد دولت فرهنگی چیزی ننویسم نمیشه و باز خیانت پشت خیانت به اسم اسلام و انقلاب انجام میشه که نمیذاره آدم ساکت بمونه واقعا من از نوشتنش خسته شدم نمیدونم آقایان چطور عمل میکنند و خسته نمیشند بعد از افاضات مشایی و ماست مالی دوباره احمدی و جریان هلو و برده شدن ممه توسط لولو اینبار :

 

فیلم مقلد شیطان به کارگردانی افشین صادقی و فیلمنامه نعمت ا... اگران شد

این فیلم سراسر فساد که اصلا موضوع آن فاحشگی است و به نوعی میتوان آن را یک کپی از کثیف ترین و سطح پائین ترین فیلم های هالیوود دانست در حالی اکران میشود که در زمان وزارت فرهنگ صفار توقیف بود و با اکران آن در جشنواره فیلم شهر توسط قالیباف امروز شاهد آن هستیم که دولت فرهنگی و آقایان حسینی و شمقدری با کمال افتخار این فیلم را به اکران عمومی در آورده اند

اما داستان فیلم چیست که نباید اکران میشد؟

به دوستانی که قصد دیدن این فیلم را دارند توصیه میکنم وقت و پول خودتان را هدر ندهید من خلاصه داستان را برایتان مینویسم

داستان از این قرار است که مردی کلاهبردار با همراهی یک زن فاحشه مردانی را به دام میاندازد و از رابطه زن با آنها فیلم تهیه میکند و از آنها اخاذی میکند  کارگردان کار را تا جایی پیش برده که فقط انجام فعل دیده نمیشود و حتی دوربین تا داخل اتاق خواب هم با انها میرود و سپس قطع میشوذ اما در این میان یک افسر پلیس در صدد گیر انداختن انها بر میاید که زن فاحشه سعی میکند با همان روش او را نیز در دام بیاندازد تا از رسیدگی به پرونده آنها جلوگیری کند و در همین راستا زن با پلیس رابطه میگیرد و در آخرین لحظات در اتاق خواب پلیس متوجه جریان میشود و مرد را که از پشت پرده فیلم برداری میکرد میکشد!!!

حال خودتان قضاوت کنید چنین فیلمی ارزش دیدن دارد؟

 

اما کارگردان فیلم گفته این فیلم مخاطب را به فکر فرو خواهد برد !!!

البته من یکی را به فکر فرو برد  به این فکر که چقدر فرهنگ کشور نابود شده که علنا از اینچنین فسادی فیلمنامه مینویسند و کارگردانی با وقاحت آن را میسازد و وزارت فرهنگی که با اسم اصولگرایی آن را از توقیف خارج میکند و اینکه آیا آقایان شمقدری و حسینی حاظرند خانواده خود را برای تماشای این فیلم ببرند؟

در هر حال این اقدام فرهنگی و جهاد در راه گسترش ارزشها را به دولت فرهنگی و جهادگران این راه تبریک عرض میکنیم و به فرقه ضاله سبز اعلام میکنیم که ناراحت نباشید اگر مهاجرانی رفت چون حسینی هست

http://www.hefanews.ir/component/content/article/119-report/2553-fahshi.html

اما بخوانید این افاضات رضا مهدوی  مدیرکل موسیقی حوزه هنری را:

به‎نظرم رپ همان بحرطویل ایرانی است. در غرب از این نوع موسیقی برای بیان اعتراض استفاده می‎شود. اگر ما در موسیقی رپ از حرف‎های ناپسند استفاده کنیم استفاده خوبی از این نوع موسیقی نکرده‎ایم، ولی اگر متن خوبی داشته باشیم به‎نظرم باید از این نوع موسیقی حمایت هم بشود. 

شما موسیقی زیرزمینی را یک پدیده واراداتی می‎دانید یا فکر می‎کنید شرایط خود جامعه باعث به وجود آمدن چنین پدیده‎ای در فرهنگ موسیقایی ما شده است؟
اساسا واژه زیرزمینی را قبول ندارم و معتقدم این پدیده‎ای که به غلط در جامعه به نام موسیقی زیرزمینی شهرت یافته است وارداتی نیست، بلکه اتفاقا خیلی هم وطنی است. اصلا در فرهنگ شرقی چیزی به نام «زیرزمینی» وجود ندارد

متن کامل در ادامه مطلب موچود است

اما باز هم با ابراز تاسف از داشتن چنین مسولان فرهنگی باید گفت این حرف این فرد مثل این است که بگوئیم ما میخواهیم میخانه باز کنیم ولی نگذاریم در آن می بفروشند !!!

موسیقی رپ یک سبک موسیقی کثیف است که در سرتاسر دنیا از جمله ایران همران با الفاظ رکیک و ریتم سریع و جنون آمیز است و فلسفه وجودی ان این را اقتضائ میکند و استدلال این مسول مثلا هنری بیشتر به یک مطلب طنز میماند البته بارها شاهد بودیم که مسولان فرهنگی با چنین توجیهات احمقانه ای طرح هایی را اجرا کرده اند و دست ما هم به جایی نرسیده

سبزکها خوشحال باشند که به زودی میتوانند در کنسرت های ساسی مانکن و هیچکس و شاید حتی گربه های ایرانی شرکت کنند بازم بگین حمدی بده و نباید رئیس جمهور باشه


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
سر انجام انقلاب ما چه خواهد بود؟
نویسنده : - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۱
 

شاه نعمت ا... ولی یکی از عرفای با فضیلت بوده که مقبره او در کرمان است

شعر زیر از گفته های وی میباشد که حاکی از نوعی مکاشفه دارد که قسمتیکه مربوط به این زمان میشود را در زیر آورده ام برای دیدن کل متن شعر میتوانید به ادامه مطلب مراجعه کنید

کهنه رندی بکار اهرمنی___اندراین روزگار میبینم

منصف بر صفات سلاطینست___لیک من گرگ وار میبینم

چون دو دهسال پادشاهی کرد___شهیش را  تبار میبینم

پسرش چون بتخت بنشیند___بواعجب روزگار میبینم

غارت و قتل مردم ایران___دست خارج بکار میبینم

جنگ و آشوب و فتنه بسیار___در یمین و یسار میبینم

شور و غوغای دین شود پیدا___سر بسر کارزار میبینم

پدران رحم بر پسر نکنند___پسران را بدار میبینم

جنگ سختی شود تمام جهان___کوه و صحرا تبار میبینم

مردمان جهان ز دخت و سر___جملگی در فرار میبینم

اندکی امن اگر بود آنروز ___در سر کوهسار میبینم

دولت مرد و زن رود بفنا___حال مردم فکار میبینم

بعد از آن شاهی از میان برود___دولتی پایدار میبینم

چونکه چند سال از زمانه گذشت___عالمی چون نگار میبینم

نائب مهدی آشکار شود___نوع عالی تبار میبینم

پادشاهی تمام دارنده___سروری با وقار میبینم

بندگان جناب حضرت او___سر بسر تاجدار میبینم

تا چهل سال ای برادر جان___دور آن شهریار میبینم

دور ایشان تمام خواهد شد___لشکری را سورا میبینم

سیدی را زنسل آل حسین___سروری را سوار میبینم                                  

قائم شرع  آل پیغمبر___بجهان آشکار میبینم

م ح م د می خوانند___نام آن نامدار میبینم

صورت و سیرتش چو پیغمبر ___حلم و علمش تمام میبینم

در کمربند آن سپهر وقار___تیغ چون ذوافقار میبینم

سمت مشرق زمین طلوع کند___گور دجال زار میبینم

رنگ یک چشم او بچسم کبود___خری بر خر سوار میبینم

لشکر او بود ز اصفهان___هم یهود و مجار میبینم

هر قدم از خرش بود میلی___دور گردون غبار میبینم

صورت نیمه همه خورشید___بنظر آشکار میبینم

سروری را که هست پاینده___یار با ذوالفقار میبینم

هم مسیح از سما فرود آید___پس کوفه غبار میبینم

آل سفیان تماه کشته شوند___با هزاران سوار میبینم

از دم تیغ عیسی مردم ___قتل جال زار میبینم

مسکنش سهر کوفه خواهد بود___دولتش پایدار میبینم

کارداران نقد اسکندر ___ همه در راه کار میبینم

ترک اغیار سید خواهد بود ___خصم او در مهار میبینم

نه درودی به خود همی گویم ___بلکه از سر یار میبینم

نعمت ا... نشسته در  کنجی___همه را در کنار میبینم

این شعر اشاره به مقام معظم رهبری دارد که دوران حکومت ایشان را ۴٠ سال ذکر کرده و پس از آن ۴٠ سال با ظهور حضرت مهدی آن دوره تمام میشود

دلیل این استنباط که فرد مذکور همان رهبر امروزی ما است ٢تاست

اول اینکه حکومتش تمام میشود پس این شبهه که او امام زمان باشد از بین میرود ضمن اینکه بحث ظهور را در ابیات بعدی آورده شده

و دوم اینکه گفته چند سال بعد از از بین رفتن شاهنشاهی این سید به حکومت میرسد که نشان میدهد منظور امام نبوده بلکه آقای خامنه ای است

پس به سبزکهای بی هویت و قزمیت عرض میکنم بیخود زور بیخود نزنید و خودتون را علاف نکنید


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
وقتی هیولا بودن عادی میشود و قورباغه قناری!
نویسنده : - ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٤
 

چندی قبل داشتم به تکه های فیلم های جدید ساخته شده در هالیوود نگاه میکردم که به فیلم daybreakers بر خوردم این فیلم موضوع جالبی داشت

 معمولا در فیلمها یی که دیده ایما خون آشام ها بطور مخفیانه زندگی میکنند و هرزگاهی به انسانها حمله میکنند و تعدادی را میکشند و در این میان فرد یا عده ای از انسانها در صدد شکار آنها بر میایند تا جهان را از ناپاکی آنها نجات دهند ولی در این فیلم موضوع برعکس بود !

موضوع این فیلم در زمانی رخ میدهد که ناپاکی به قدری زیاد شده و بیماری به قدری همه گیر که خون آشامها به دنبال انسانهایی که هنوز خون آشام نشده اند میگردند تا آنها را دستگیر کنند و همه مردم در جامعه تبدیل خون آشام شده اند از پلیس و ارتش گرفته تا مردم عادی و نه تنها دیگر از شکارچیان فرار نمیکنند بلکه تمام قدرت و قانون را در اختیار دارند و این انسانهای پاک هستند که باید فرار کنند تا توسط خون آشام ها دستگیر نشوند

(همانطور که در عکس فیلم میبینید عمو سام به مردم اشاره میکند که انسانها را دستگیر کنید)

 

این فیلم نه تنها از نظر جدید بودن موضوع جالب بود بلکه مهمتر از آن مطابقت فیلم با وضع کنونی جامعه غرب است

جامعه ای که به هر میکروبی که طرفدار داشته باشد اجازه رشد میدهد چون معیار کمیت است نه کیفیت و وقتی این گروه از حدی بزرگتر شد دیگر لازم نیست او به دنبال قدرت برود بلکه هر رئیس جمهوری برای رای آوردن حاضر است هر باجی که بخواهند به آنها بدهد تا به او رای بدهند و این دور باطل ادامه میابد و هر روز این گروهها قوی تر شده و مسولان برده تر تا اینکه و ضعیت جامعه به جایی برسد که دیگر انسانهای سالم در آن انگشت شمار باشند

 

ممکن است بگوئید خوب این وضعیت در مورد گروههای سالم هم صدق میکند ولی در اینجا 2 مسدله وجود دارد اول اینکه همیشه خراب کردن راحت تر از ساختن است و شهری که در سالها ساخته میشود در یک لحظه با خاک یکسان میشود و مریض کردن خیلی راحت تر از شفا دادن است

و دوم اینکه گروههای سالم در فضای کنونی در حال فعالیت هستند ولی وقتی یک گروه فاسد قانونی شناخته شود و بتواند مانند دیگران فعالیت کند فضا را برای خوبها تنگ میکند ضمن اینکه برای رای آوردن به گروههای منحرف باج میدهند ولی گروههای اصولگرا حاضر به فروختن رای خود نیستند پس روز به روز بر قدرت مفسدان افزوده میشود و آنها ضغیف میشوند

این نتیجه دموکراسی و جامعه آزاد است

یعنی اگر در جامعه عده ای مریض شدند و نخواستند خود را درمان کنند  اگر تعداد خود را به حدب برسانند که قابل توجه باشد دیگر نباید آنها را مریض دانست و میتوانند در کمال آزادی دیگران را هم مریض کنند و این مسیر انحطاطی است که غرب در حال رسیدن به پایان آن است

و این سیاست اموی آمریکا و نظام سرمایه داری جالب است که اگر مردم آنفولانزا بگیرند به سرعت دست به کار میشوند چون میخواهند مردم سالم باشند تا خوب برایشان بردگی کنند ولی اگر بیماری روحی پیدا شود و عده ای آلت پرست و شیطان پرست شوند برایشان مهم نیست چون منحرف سدن مردم باعث میشود تا آنها بتوتنند بهتر از مردم سواری بگیرند و مهم حکومت کردن است اگر سد بر انسانها و اگر نشد بر حیوانات و شیاطین انسان نما مهم سوار بودن است

و این در حالی است که در فرهنگ دینی و ملی ما همیشه بحث کیفیت بوده نه کمیت

که فردوسی بزرگ سالهاپیش گفت :

سیاهی   لشکر   نیاید   بکار

یکی مرد جنگی به از صد هزار

و حتی در میان فرهنگ اصیل خودشان هم دموکراسی جزئ نظانهای نا عادلانه طبقه بندی میشود افلاطون وقتی 4 نوع اداره جامعه را دسته بندی میکند دموکراسی یکی مانده به نا عادلانه ترین سیستم است ولی در جامعه امروز معنی این واژه نیز جابجا شده همچون صدها مفهوم دیگر و یک سیستم ناعادلانه به عنوان عادلانه به مردم تحمیل شده گویی قورباغه را رنگ زده به جای قناری میفروشند

و عده ای خود باخته و خود فروخته بدون فکر کردن به فرهنگ خود و حتی فرهنگ درست غرب بلند گوی بنگاه های سخن پراکنی غرب شده و دموکراسی و جامعه مدنی سق میزنند و به کشور و فرهنگ خود خیانت میکنند برای بدست آوردن جایزه ای که پوچ است

و قناری که در اصل قورباغه است


 
comment نظرات ()
 
 
کتاب قانون
نویسنده : - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٥
 

فکر میکنم کسی در این تردید نداشته باشد که سینمای ایران یک سینمای بی محتوا و بی پشتوانه است که تولیدات آن نه از نظر کیفی نه از نظر کمی قابل رقابت با هالیوود و بالیوود که هیچ با چین و ژاپن که دیر تر از ما در این زمینه سرمایه گذاری کرده اند هم نیست بگذریم از اینکه دلیل این عقب ماندگی خیمه زدن پیر مرد های فاسد طاغوت بر روی سینما است و کارگردانهای سینما تبدیل به یک مشت فسیل شده اند که حتی به خود زحمت کوچکترین نوآوری را نمیدهند و اجازه ورود  جوانان نو آوربه این عرصه را چه در زمینه کارگردانی چه در زمینه نویسندگی هم نمی دهند و با استاد و هنرمند به خیک خود بستن خود را از هرگونه انتقادی مصون داشته اند

از مقدمه که بگذریم این متن را به مناسبت فیلم کتاب قانون مینویسم البته کمی دیر چون 4 بار برای نوشتن این مطلب به سینما رفتم

در سینمای ایران معمولا سالی یکی دوتا فیلم که ارزش دیدن داشته باشد بیشتر ساخته نمیشود و کتاب قانون اولین فیلمی بود که من برای دیدن آن 4 بار به سینما رفتم و هر باربا دیدن آن بغزم گرفت و به شدت به فکر فرو رفتم که قبلا برای دیدن حتی بهترین فبلم ها هم فقط یک باربیشتر به سینما نرفته بودم.لحظه به لحظه این فیلم پر از معنا بود و هر سکانس آن پیامی برای گفتن داشت اگر از مشکلاتی مانند پخش صدای زن و چند صحنه نابجا بگذریم این فیلم نقطه عطفی در سینمای رو به زوال ایران محسوب میشود که در زیر به نکاتی اشاره میکنم:

از ابتدای فیلم که شروع کنیم با نشان دادن عکس جبهه رحمان این مفهوم ارائه میشود که رحمان یک شخصیت مثبت است کسیکه با اعتقاد در زمان لزوم جان را در طبق اخلاص قرار داده پس اینکه میگویند چرا در این فیلم یک شخصیت مثبت ایرانی نبود منتفی است و علاوه بر آن با نشان دادن مردم ایران به شکل رحمان این منظور رسانده شده که ما همگی انسانهای خوبی هستیم ولی مشکلی که همه به آن دچاریم عدم رفتار صحیح به دینمان است و حتی (همانطور که در سکانس های بعدی نشان داده شد) عربی حدیث را از حفظیم ولی به آن عمل نمیکنیم و دل به کثرت سالهای مسلمانیمان بسته ایم در حالیکه کیفیت آن را به باد داده ایم یکی از دوستان میگفت میشد در فیلم یک پیر مراد نشان میدادند که شخصیت ایرانی مثبت فیلم باشد به نظرمن عدم وجود چنین کاراکتری در فیلم این نیست که نویسنده میخواسته بگوید چنین شخصی در ایران نداریم بلکه پیام فیلم این است که هرکدام از ما میتوانیم یک مسلمان کامل باشیم نه اینکه فقط یک پیر مرد که خود را وقف عبادت کرده و رسیدن به جایگاه او دست نیافتنی مینمابد .

به یاد نمی آورم در سینما در هیچ فیلمی اینقدر حدیث به مخاطب ارائه داده شده باشد و حتی مسائلی که در جامعه کلیشه شده و تا آن را مطرح میکنی سریع بر علیهت جبهه میگیرند (مثل امر به معروف و نهی از منکر )در این فیلم با ظرافت به خورد مخاطب داده میشود بدون آینکه آن را پس بزند بطور مثال در صحنه ای که آمنه سر سفره به زنها میگوید غیبت نکنید قبل از اینکه بیننده بگوید اه باز هم غیبت به سرعت چند نفر از هنر پیشه ها به شدت به او اعتراض میکنند و در نتیجه به جای اینکه مخاطب امر به معروف را که کلیشه شده پس بزند اعتراض شدید و اغراق شده به آن را پس میزند طوری که در آخر های فیلم میکوید باز این غش کردیا موارد دیگر در حالیکه به اصل موضوع اعتراضی نمیکند و امر به معروف از کلیشه خارج شده و به بخاطب ارائه میشود.

دفعه اول وقتی که آمنه به مطب دکتر رفت و دکتر ایرانی با او فرانسه حرف زد با خودم گفتم دکتر عقده ای که چی فرانسه حرف میزنه؟ ولی دفعه دوم متوجه منظور فیلم شدم که جولیت در اول فیلم جایی که حاجی حرسی به او گفت که ترجمه فرانسه کتاب در آخر کتاب است میگوید فارسی آن بهتر است! در حالیکه فرانسه به نوعی زبان مادری اش است و زن مسلمان تحصیلکرده ایرانی که غریبه ها در حسرت گوهر زبان و ادبیات اویند چنان از خود بیگانه است که فرانسه بلغور میکند و به عبارتی آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد ولی گوهر شناش که باشی (دانشجوی ادبیات و زبان فارسی) میگوید فارسی بهتر است و این بر خلاف نظر بعضی دوستان مثبت نشان دادن دکتر نیست بلکه انتقاد میکند به غربزدگی غشر تحصیلکرده ما که خود روی گنج تمدن نشسته اند و کاسه گدایی به فرهنگ پست غرب دراز کرده و یا وقتی که آمنه سوار تاکسی است و میخواهد به فرودگاه برود وبه راننده میگوید من نظامی را دوست دارم و راننده میگوید نظامی نیست فلانی است! و آمنه سر خود را به نشانه تاسف عمیق تکان میدهد و این تاسفی است که باید به حال خود بخوریم که مشاهیر خود را نمیشناسیم ولی فلان خواننده را کاستش را از حفظ میخوانیم

صحنه دیگری که مایه قوت این فیلم بود در آخر فیلم هنگامیکه رحمان به آمنه میرسد بود و این راهکاری است که بعد از نشان دادن مشکلات ارائه شد و این شرح حال ماست که باید عقاید خود را باز یابیم و از نو بر سر کلاس اول بنشینیم  و دین خود را دوباره و از پایه بسازیم و بشناسیم و به عبارتی همان کلام رهبر عزیزمان است که سالها قبل گفته بودند جوانان دور هم بنشینند و مباحث سالهای قبل از انقلاب  و مبانی جمهوری اسلامی را دوباره تکرار کنند و یا بحث جنبش نرم افزاری که در سالهای اخیر مطرح کردند ولی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم و دل به سالهای مسلمانیمان خوش داریم ولی از لحاظ عمل کردن از یک تازه مسلمان کم می آوریم.

دفعه سومی که برای دیدن این فیلم به سینما رفته بودم به دلیل اینکه روز تعطیل بود و سینما شلوغ و چون اطرافیان بلند بلند فکر میکردند فرصتی شد تا ببینم دیگران چه برداشتی از این فیلم عمیق کرده اند و بر خلاف انتظار با طیف وسیعی از برداشتها روبرو شدم  اکثریت مردم هرکدام فقط یک تکه از پیامهای فیلم را بیشتر نگرفته بودند و عده ای درست خلاف منظور فیلم برداشت کرده بودند مثل کسانی که میگفتند جون در مثنوی می دارد خواندن آن حرام است و از عمق آن خبری نداشتند و فقط به دلیل سطحی نگری پوسته را دیده بودند  عده ای جز انتقاذ شدگان بودند و بهشان بر خورده بود عده ای هم مانند شخصیتهای فیلم به جای اصلاح خود به کارگردان فحش میدادند و در پی شکستن آینه به جای خود بودند مردی داشت به خانواده اش که مانتویی بودند میگفت دیدید همش داشت ما را مسخره میکرد و دختر بسیار بد حجابی که چند صندلی اونور تر نشسته بود به دوست پسرش میگفت مثلا اینها مسلمانند ؟!  این در زمان خنده حاجی حرصی یا حرسی بود در حالیکه خود دختر هیچ نشانی از مسلمانی نداشت و مانند شخصیت های فیلم داشت دیگران را تخریب میکرد تا خود تبرئه شود

دختر بد حجاب دیگری وقتی برای اولین بار جولیت را نشان داد گفت چقدر خوشگله! وهمان دختر وقتی جولیت را با روسری در سفر دوم نشان داد گفت چقدر زشت است حال آدم بهم میخوره!!!!

مردی در صحنه ای که پیش دکتر ایرانی رفته بودند میگفت این زنه فارسی را بهتر از فرانسه حرف میزنه بعد دکتره فرانسه بلغور میکنه

عده ای هم به نوشته های در و دیوار داخل فیلم بیشتر از خود آن توجه داشتند و اسم رستورانها و تبلیغات را از در و دیوار میخواندند گویی نقش اول فیلم را آنها دارند

و گروهی دیگر که بسیار تعجب بر انگیز بودند (البته در حد دو سه نفر) کسانی بودند که از رزیلت های اخلاقی درون فیلم که بد نشان داده بودند مثل غیبت دفاع میکردند و به آمنه میگفتند فتنه!؟ که این نشان میدهد انسان میتواند به قدری آلوده شود که چشمش در مقابل خوبی ها کور شود و بدی ها را خوب ببیند باز هم همان آیه ختم ا... علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه که خدا گوشها و چشمهایشان را میبندد و نکته بسیار جالب دیگر اینکه در آخر فیلم که آمنه از ایران رفت به طور محسوسی از سالن صدای بغز و گریه آرام شنیده میشد

اینبار با دیدن فیلم یک سوال برایم پیش آمد کارگردان که خود میدانسته صدای زن حرام است چرا با قرار دادن صدای زن در فیلم خود را مصداق عالمان بی عملی که در سرتاسر فیلم بر آنها میتازد کرده؟

تنها جوابی که به نظر من میرسد این است که احتما لا در فیلم نامه بعضی چیز ها نبوده و کارگردان با افزودن آنها این تناقض را بوجود آورده

دیگر نکته مثبت فیلم بری کردن اسلام از اعمال غلط ما مسلمانها بود عده ای تخریب شدند ولی اسلام از اشتباهات ما مبرا شد که  زدن این حرف که اسلام دین بی عیبی است و عیب از ماست در این زمانه شجاعت میخواهد

مسئله دیگری که در فیلم بود حرفهای راننده تاکسی در آخر فیلم بود که میتوان آن را شاه بیت فیلم دانست ولی به صورتی بد بیان شد که معنی اصلی را کمتر به ذهن متبادر میسازد اگر به سیر فیلم توجه کنیم راننده میخواهد بگوید  که مسلمان بی عمل با یهودی و مسیحی هیچ فرقی ندارد همان جمله معروف که دین اسلام دین اخلاق است ولی طوری آن را بیان میکند که اگر اخلاقت خوب باشد دینت مهم نیست!!! و وقتی بار سوم برخورد دیگر مخاطبین را دیدم که هرکدام گوشه ای از این فیل را گرفته اند و دارند تحلیل میکنند بیشتر ناراحت شدم که چرا این شاه بیت فیلم واضح تر بیان نشده تا مخاطب با هر سطح درکی غلط برداشت نکند.

دوصد گفته چون نیم کردار نیست

و ما مسلمانهای بی عمل که به قول فیلم خودمان عربی حدیث ها را از حفظیم ولی در مقابل نیم کردار یک تازه مسلمان کم میاوریم و به جای اصلاح خود دست به نابودی و حسادت او میزنیم درست مانند گفتارهای زنان که سر سفره ختم انعام نشان داده شد  

چند نکته را هم میخواهم اضفه کنم در مورد کتاب قانون

در مورد شخصیت حاجی حرسی زیاده روی شده ولی حاجی حرصی تنها فرد مذهبی فیلم نیست که ما او را نماد خومان بدانیم رحمان و همکارانش و فامیل او همگی مذهبی هستند و حاجی حرصی هم یکی از مسلمانهای کم عمل مانند دیگران است نه نماد کسانیکه عمل میکنند ولی در نگاه اول حالت خیلی بدی دارد من بار اول که فیلم را دیدم نیم ساعت اول تو دلم یه ریز به کارگردان فحش میدادم ولی در پایان از خودم احساس شرم میکردم که یک تازه مسلمان چگونه میتوتند از ته دل به کتاب قانون ایمان داشته باشد و در جامعه اسلامی ما خیلی ها به آن نگاه هم نیانداخته اند

کسانی که از این فیلم ناراحتند کسانی اند که خود را در معرض نقد دیده اند و کسانیکه دفاع میکنند ندیده اند اما اینکه چه کسی باید امر به معروف شود که اثر کند این فیلم برای ما که مصداق نیستیم ساخته شده تا فکری به حال مصداق ها و این درد جامعه کنیم نه اینکه هر مخاطب خود را اصلاح کند و این فیلم تلنگری بود به امثال من که خجالت بکشیم از اینکه ادعا داریم و در مقابل این درد ساکتیم

 

در آخر از تمام دوستانی که فیلم را دیده اند خواهشمند حتما نظر بگذارند

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
مرحوم فرهنگ
نویسنده : - ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٩
 

ضمن عرض تسلیت به هموطنان بدینوسیله اعلام میدارم که فیلم کثیف و ضد فرهنگی   ماهوش که در مطلب جشنواره فیلم شهر بهشت فیلم هاب توقیفی در آرشیو اجتماعی توضیح داده شده بود اینک پس از چند سال توقیف مجوز اکران دریافت نمود که این اتفاق فرخنده را به جناب وزیر فرهنگ جدید تبریک عرض

مینماییم

در اینجا جا دارد از ایشان درخواست کنیم تا با دادن مجوز اکران به فیلم های فارسی و پورن  در راستای نابودی فرهنگ ایرانی اسلامیمان گامهای بلند تری را بردارند


 
comment نظرات ()
 
 
جشنواره فیلم شهر بهشت فیلم های توقیفی
نویسنده : - ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢۱
 

 

o امسال جشنواره فیلم شهر برای سومین سال متوالی به همت شهرداری تهران در تهران برگزار شد .این جشنواره پر خرج در حالی برگزار شد که فیلم های ضد اخلاقی وضد فرهنگی که برخی توقیف بوده و مجوز اکران نداشتند در این جشنواره حضور یافتند که از آن جمله میتوان به فیلمهای مقلد شیطان و ماه وش اشاره نمود.

o فیلم مقلد شیطان داستان زنی فاحشه است که به اغفال افراد پرداخته به کمک همکار مردش با فیلمبرداری از آنها به اخاذی میپردازد.

o فیلم ماهوش داستان یک هنر پیشه زن قبل انقلاب است که پس از سالیان به ایران بازگشته منتظر مرگ خود در اثر تومور مغزی است دکتر های آمریکا از وی قطع امید کرده و وی در ایران با افرادی روبرو میشود که در گذشته او نقشی داشته اند این فیلم ضد اخلاقی و شرم آور توسط محمد درمنش ساخته شده که از فیلم های وی میتوان به دوشیزه اشاره کرد.

o های متعدد از چهره های آرایش شده زنان در این فیلم جلب توجه Close up

o میکرد گویا کارگردان خیر خواه خواسته همگان از لذتی که او ذر حین فیلم برداری برده بهره مند شوند

o نکته دیگری که جلب توجه میکرد قبح زدایی از داشتن روابط نامشروع و نمایش علنی فاحشگی بود علاوه بر این در این فیلم به قدر دانی از هنر پیشه های فاسد زمان طاغوت پرداخته شده بود که سالها قبل این قشر از گذشته خود توبه میکردند و پس از 30 سال با لگد مال کردن ارزش ها از آنها تقدیر میشود در این فیلم به طور مضحکی به مسایل دینی نیز پرداخته شده است و به نظر میرسد که به خاطر گرفتن مجوز سعی شده ماه وش در آخز فیلم فردی تواب نشان داده شود و این همان مسیری است که سینمای غرب طی کرد (پس از تشکیل کمیته تفتیش عقاید برای نظارت و حذف فیلم های ضد اخلاقی در هالیوود سرمایه داران فاسد برای گرفتن مجوز این کمیته در آخر فیلم های خود نشان میدادند که گناهکاران از کار خود پشیمان شده و توبه می کنند در حالیکه در طول فیلم همان صحنه های گناه و رقص و پایکوبی را به نمایش در می آوردند واین روند تا جایی ادامه یافت که امروزه سینمای هالیوود هیچ مرز اخلاقی ندارد)

o ولی کارگردان با وجود استفاده از این روش نتوانست مجوز اکران بگیرد واین فیلم که به مدت 2سال توقیف بود امسال طی یک عمل فرهنگی توسط شهرداری تهران به اکران عمومی در آمد .

o به نقل از یکی از حاظرین پس از نمایش فیلم در سینمای ملت نسرین مغانلو بازیگر نقش ماهوش پس از دست دادن با دیگر دستندرکاران فیلم اعم از مرد و زن !!! ابراز داشت این نقش را خیلی دوست دارم و از بهترین نقشهایی است که بازی کرده ام!!! (چون خودشم فاحشه است به این نقش علاقه داره ختما)

این در حالی لست که نوروزی مدیر کل اداره حقوقی شهرداری ابراز کرد که این جشنواره قصد دارد فرهنگ شهر نشینی و حقوق شهروندی را با ابزار فرهنگی به مردم منتقل کند (تصویر شهر- ویژه نامه جشنواره فیلم شهر) و حال این سوال مطرح میشود کدام حقوق و کدام فرهنگ؟البته که فرهنگ فاسد غربی و حق مردم برای چشم چرانی .فرهنگ و ادبیات کثیف فیلم های فارسی که در انقلاب توسط مردم زدوده شد و به گورستان تاریخ فرستاده شد اینک توسط خود باختگان غرب نبش قبر شده و این جنازه متعفن را به زور آرایش بر سر سفره فرهنگ این کشور بازگردانده اند وعجبا که مسولین از این فاجعه به عنوان انتقال فرهنگ شهروندی یاد میکنند!!!.


 
comment نظرات ()