یکی از مواردی که همیشه برای نیروهای انقلاب حائز اهمیت بوده کارکرد دستگاه های نظام علیه خود آن است . زمانی این رخداد ها به اوج رسید که در دوران اصلاحات کابینه جمهوری اسلامی در نقش اپوزوسیون نیز ایفای نقش میکرد اما این موضوع صرفا متعلق به آن دوران ننگین نیست بلکه در طول زمان به علت های مختلف تکرار شده است گاهی به دلیل عدم وجود سیستم مناسب یا وجود افراد خائین و گاهی هم به دلیل نادانی.
یکی از کلیدی ترین ترین این دستگاهها که همواره در جهت خلاف اهداف نظام حرکت میکند چه در بعد سینمایی که سینمای ما را به دوران قبل از انقلاب برگردانده و چه از نظر چاپ کتابهای ناسالم و مخرب برای جامعه از وهابی ها گرفته تا سکولار ها .
کتاب زیر یکی از این کتابها است که توسط وزارت فرهنگ مجوز داده شده و در تیراژ 3200 نسخه و در سال 1388 در دولت اصولگرا مجوز چاپ گرفته است.
با کمی جستجو در اینترنت میتوانید پی ببرید که نویسنده این کتاب از معروفترین کافران دنیا است که تمام عمر خود را صرف خدمت به شیطان کرده و در رد وجود خدا و برهان نظم کتابهای زیادی را به چاپ رسانیده در اینجا سوالی که مطرح میشود این است که
آیا مسولین ممیزی نام این نویسنده را نشنیده اند؟
آیا به خودشان زحمت نداده اند تا مطالب این کتاب را بخوانند؟
اما به نظر میرسد موضوع چیزی فراتر این باشد زیرا اگر مسولین ارشاد حتی خلاصه پشت جلد این کتاب را هم میخواندند متوجه موضوع می شدند پس باید نتیجه گرفت که دست های آلوده وطن فروشی در کار بوده .

اوضاع اینجا جالب تر میشود که مترجم کتاب سالها در گروه تدوین کتب زیست شناسی مدارس بوده و با استفاده از کتابهای درسی آموزش و پرورش خودمان نظریه داروین را که پایه تمام نظریه های الهادی است را رواج داده و عنوان علم در ذهن فرزندانمان فروکرده.
در دوران شاه امثال شهید مفتح در گروه تدوین کتب درسی بودند و سرانجام ان آشنایی ذهن ها با اسلام بود و امروز نویسندگان کتب درسی و مسولین فرهنگی چه کسانی هستند؟!!!
اما در مورد مترجم دوم کتاب اگر شباهت اسمی نبوده باشد فقط یک زن با این اسم در اینترنت پیدا کردم: شهلا باقری عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و دارای عناوینی مانند پژوهشگر برتر قرانی و پژوهشگر برتر نهج البلاغه میباشد!!!!
در اینجا میتوان به عمق نفوذ نفاق در ساختارهای کشور پی برد .
فکر میکنید اگر فردا بخواهند گروهی برای تدوین کتب دینی مدارس تشگیل دهند امثال شهلا باقری در ان چه نقشی خواهند داشت؟
نظرات ()|
مبلغ اسلامی بود . در یکی از مراکز اسلامی لندن. عمرش را گذاشته بود روی این کار تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می دهد . می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی ... گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آوردو گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟ گفت می خواستم فردابیایم مرکز شما و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم . وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد . من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم .. |
نظرات ()این روزها هرچی میخوام در مورد دولت فرهنگی چیزی ننویسم نمیشه و باز خیانت پشت خیانت به اسم اسلام و انقلاب انجام میشه که نمیذاره آدم ساکت بمونه واقعا من از نوشتنش خسته شدم نمیدونم آقایان چطور عمل میکنند و خسته نمیشند بعد از افاضات مشایی و ماست مالی دوباره احمدی و جریان هلو و برده شدن ممه توسط لولو اینبار :
فیلم مقلد شیطان به کارگردانی افشین صادقی و فیلمنامه نعمت ا... اگران شد
این فیلم سراسر فساد که اصلا موضوع آن فاحشگی است و به نوعی میتوان آن را یک کپی از کثیف ترین و سطح پائین ترین فیلم های هالیوود دانست در حالی اکران میشود که در زمان وزارت فرهنگ صفار توقیف بود و با اکران آن در جشنواره فیلم شهر توسط قالیباف امروز شاهد آن هستیم که دولت فرهنگی و آقایان حسینی و شمقدری با کمال افتخار این فیلم را به اکران عمومی در آورده اند
اما داستان فیلم چیست که نباید اکران میشد؟
به دوستانی که قصد دیدن این فیلم را دارند توصیه میکنم وقت و پول خودتان را هدر ندهید من خلاصه داستان را برایتان مینویسم
داستان از این قرار است که مردی کلاهبردار با همراهی یک زن فاحشه مردانی را به دام میاندازد و از رابطه زن با آنها فیلم تهیه میکند و از آنها اخاذی میکند کارگردان کار را تا جایی پیش برده که فقط انجام فعل دیده نمیشود و حتی دوربین تا داخل اتاق خواب هم با انها میرود و سپس قطع میشوذ اما در این میان یک افسر پلیس در صدد گیر انداختن انها بر میاید که زن فاحشه سعی میکند با همان روش او را نیز در دام بیاندازد تا از رسیدگی به پرونده آنها جلوگیری کند و در همین راستا زن با پلیس رابطه میگیرد و در آخرین لحظات در اتاق خواب پلیس متوجه جریان میشود و مرد را که از پشت پرده فیلم برداری میکرد میکشد!!!
حال خودتان قضاوت کنید چنین فیلمی ارزش دیدن دارد؟
اما کارگردان فیلم گفته این فیلم مخاطب را به فکر فرو خواهد برد !!!
البته من یکی را به فکر فرو برد به این فکر که چقدر فرهنگ کشور نابود شده که علنا از اینچنین فسادی فیلمنامه مینویسند و کارگردانی با وقاحت آن را میسازد و وزارت فرهنگی که با اسم اصولگرایی آن را از توقیف خارج میکند و اینکه آیا آقایان شمقدری و حسینی حاظرند خانواده خود را برای تماشای این فیلم ببرند؟
در هر حال این اقدام فرهنگی و جهاد در راه گسترش ارزشها را به دولت فرهنگی و جهادگران این راه تبریک عرض میکنیم و به فرقه ضاله سبز اعلام میکنیم که ناراحت نباشید اگر مهاجرانی رفت چون حسینی هست
http://www.hefanews.ir/component/content/article/119-report/2553-fahshi.html
اما بخوانید این افاضات رضا مهدوی مدیرکل موسیقی حوزه هنری را:
بهنظرم رپ همان بحرطویل ایرانی است. در غرب از این نوع موسیقی برای بیان اعتراض استفاده میشود. اگر ما در موسیقی رپ از حرفهای ناپسند استفاده کنیم استفاده خوبی از این نوع موسیقی نکردهایم، ولی اگر متن خوبی داشته باشیم بهنظرم باید از این نوع موسیقی حمایت هم بشود. شما موسیقی زیرزمینی را یک پدیده واراداتی میدانید یا فکر میکنید شرایط خود جامعه باعث به وجود آمدن چنین پدیدهای در فرهنگ موسیقایی ما شده است؟ متن کامل در ادامه مطلب موچود است اما باز هم با ابراز تاسف از داشتن چنین مسولان فرهنگی باید گفت این حرف این فرد مثل این است که بگوئیم ما میخواهیم میخانه باز کنیم ولی نگذاریم در آن می بفروشند !!! موسیقی رپ یک سبک موسیقی کثیف است که در سرتاسر دنیا از جمله ایران همران با الفاظ رکیک و ریتم سریع و جنون آمیز است و فلسفه وجودی ان این را اقتضائ میکند و استدلال این مسول مثلا هنری بیشتر به یک مطلب طنز میماند البته بارها شاهد بودیم که مسولان فرهنگی با چنین توجیهات احمقانه ای طرح هایی را اجرا کرده اند و دست ما هم به جایی نرسیده سبزکها خوشحال باشند که به زودی میتوانند در کنسرت های ساسی مانکن و هیچکس و شاید حتی گربه های ایرانی شرکت کنند بازم بگین حمدی بده و نباید رئیس جمهور باشه
اساسا واژه زیرزمینی را قبول ندارم و معتقدم این پدیدهای که به غلط در جامعه به نام موسیقی زیرزمینی شهرت یافته است وارداتی نیست، بلکه اتفاقا خیلی هم وطنی است. اصلا در فرهنگ شرقی چیزی به نام «زیرزمینی» وجود ندارد
نظرات ()شاه نعمت ا... ولی یکی از عرفای با فضیلت بوده که مقبره او در کرمان است
شعر زیر از گفته های وی میباشد که حاکی از نوعی مکاشفه دارد که قسمتیکه مربوط به این زمان میشود را در زیر آورده ام برای دیدن کل متن شعر میتوانید به ادامه مطلب مراجعه کنید
کهنه رندی بکار اهرمنی___اندراین روزگار میبینم
منصف بر صفات سلاطینست___لیک من گرگ وار میبینم
چون دو دهسال پادشاهی کرد___شهیش را تبار میبینم
پسرش چون بتخت بنشیند___بواعجب روزگار میبینم
غارت و قتل مردم ایران___دست خارج بکار میبینم
جنگ و آشوب و فتنه بسیار___در یمین و یسار میبینم
شور و غوغای دین شود پیدا___سر بسر کارزار میبینم
پدران رحم بر پسر نکنند___پسران را بدار میبینم
جنگ سختی شود تمام جهان___کوه و صحرا تبار میبینم
مردمان جهان ز دخت و سر___جملگی در فرار میبینم
اندکی امن اگر بود آنروز ___در سر کوهسار میبینم
دولت مرد و زن رود بفنا___حال مردم فکار میبینم
بعد از آن شاهی از میان برود___دولتی پایدار میبینم
چونکه چند سال از زمانه گذشت___عالمی چون نگار میبینم
نائب مهدی آشکار شود___نوع عالی تبار میبینم
پادشاهی تمام دارنده___سروری با وقار میبینم
بندگان جناب حضرت او___سر بسر تاجدار میبینم
تا چهل سال ای برادر جان___دور آن شهریار میبینم
دور ایشان تمام خواهد شد___لشکری را سورا میبینم
سیدی را زنسل آل حسین___سروری را سوار میبینم
قائم شرع آل پیغمبر___بجهان آشکار میبینم
م ح م د می خوانند___نام آن نامدار میبینم
صورت و سیرتش چو پیغمبر ___حلم و علمش تمام میبینم
در کمربند آن سپهر وقار___تیغ چون ذوافقار میبینم
سمت مشرق زمین طلوع کند___گور دجال زار میبینم
رنگ یک چشم او بچسم کبود___خری بر خر سوار میبینم
لشکر او بود ز اصفهان___هم یهود و مجار میبینم
هر قدم از خرش بود میلی___دور گردون غبار میبینم
صورت نیمه همه خورشید___بنظر آشکار میبینم
سروری را که هست پاینده___یار با ذوالفقار میبینم
هم مسیح از سما فرود آید___پس کوفه غبار میبینم
آل سفیان تماه کشته شوند___با هزاران سوار میبینم
از دم تیغ عیسی مردم ___قتل جال زار میبینم
مسکنش سهر کوفه خواهد بود___دولتش پایدار میبینم
کارداران نقد اسکندر ___ همه در راه کار میبینم
ترک اغیار سید خواهد بود ___خصم او در مهار میبینم
نه درودی به خود همی گویم ___بلکه از سر یار میبینم
نعمت ا... نشسته در کنجی___همه را در کنار میبینم
این شعر اشاره به مقام معظم رهبری دارد که دوران حکومت ایشان را ۴٠ سال ذکر کرده و پس از آن ۴٠ سال با ظهور حضرت مهدی آن دوره تمام میشود
دلیل این استنباط که فرد مذکور همان رهبر امروزی ما است ٢تاست
اول اینکه حکومتش تمام میشود پس این شبهه که او امام زمان باشد از بین میرود ضمن اینکه بحث ظهور را در ابیات بعدی آورده شده
و دوم اینکه گفته چند سال بعد از از بین رفتن شاهنشاهی این سید به حکومت میرسد که نشان میدهد منظور امام نبوده بلکه آقای خامنه ای است
پس به سبزکهای بی هویت و قزمیت عرض میکنم بیخود زور بیخود نزنید و خودتون را علاف نکنید
نظرات ()چندی قبل داشتم به تکه های فیلم های جدید ساخته شده در هالیوود نگاه میکردم که به فیلم daybreakers بر خوردم این فیلم موضوع جالبی داشت
معمولا در فیلمها یی که دیده ایما خون آشام ها بطور مخفیانه زندگی میکنند و هرزگاهی به انسانها حمله میکنند و تعدادی را میکشند و در این میان فرد یا عده ای از انسانها در صدد شکار آنها بر میایند تا جهان را از ناپاکی آنها نجات دهند ولی در این فیلم موضوع برعکس بود !
موضوع این فیلم در زمانی رخ میدهد که ناپاکی به قدری زیاد شده و بیماری به قدری همه گیر که خون آشامها به دنبال انسانهایی که هنوز خون آشام نشده اند میگردند تا آنها را دستگیر کنند و همه مردم در جامعه تبدیل خون آشام شده اند از پلیس و ارتش گرفته تا مردم عادی و نه تنها دیگر از شکارچیان فرار نمیکنند بلکه تمام قدرت و قانون را در اختیار دارند و این انسانهای پاک هستند که باید فرار کنند تا توسط خون آشام ها دستگیر نشوند
(همانطور که در عکس فیلم میبینید عمو سام به مردم اشاره میکند که انسانها را دستگیر کنید)

این فیلم نه تنها از نظر جدید بودن موضوع جالب بود بلکه مهمتر از آن مطابقت فیلم با وضع کنونی جامعه غرب است
جامعه ای که به هر میکروبی که طرفدار داشته باشد اجازه رشد میدهد چون معیار کمیت است نه کیفیت و وقتی این گروه از حدی بزرگتر شد دیگر لازم نیست او به دنبال قدرت برود بلکه هر رئیس جمهوری برای رای آوردن حاضر است هر باجی که بخواهند به آنها بدهد تا به او رای بدهند و این دور باطل ادامه میابد و هر روز این گروهها قوی تر شده و مسولان برده تر تا اینکه و ضعیت جامعه به جایی برسد که دیگر انسانهای سالم در آن انگشت شمار باشند
ممکن است بگوئید خوب این وضعیت در مورد گروههای سالم هم صدق میکند ولی در اینجا 2 مسدله وجود دارد اول اینکه همیشه خراب کردن راحت تر از ساختن است و شهری که در سالها ساخته میشود در یک لحظه با خاک یکسان میشود و مریض کردن خیلی راحت تر از شفا دادن است
و دوم اینکه گروههای سالم در فضای کنونی در حال فعالیت هستند ولی وقتی یک گروه فاسد قانونی شناخته شود و بتواند مانند دیگران فعالیت کند فضا را برای خوبها تنگ میکند ضمن اینکه برای رای آوردن به گروههای منحرف باج میدهند ولی گروههای اصولگرا حاضر به فروختن رای خود نیستند پس روز به روز بر قدرت مفسدان افزوده میشود و آنها ضغیف میشوند
این نتیجه دموکراسی و جامعه آزاد است
یعنی اگر در جامعه عده ای مریض شدند و نخواستند خود را درمان کنند اگر تعداد خود را به حدب برسانند که قابل توجه باشد دیگر نباید آنها را مریض دانست و میتوانند در کمال آزادی دیگران را هم مریض کنند و این مسیر انحطاطی است که غرب در حال رسیدن به پایان آن است
و این سیاست اموی آمریکا و نظام سرمایه داری جالب است که اگر مردم آنفولانزا بگیرند به سرعت دست به کار میشوند چون میخواهند مردم سالم باشند تا خوب برایشان بردگی کنند ولی اگر بیماری روحی پیدا شود و عده ای آلت پرست و شیطان پرست شوند برایشان مهم نیست چون منحرف سدن مردم باعث میشود تا آنها بتوتنند بهتر از مردم سواری بگیرند و مهم حکومت کردن است اگر سد بر انسانها و اگر نشد بر حیوانات و شیاطین انسان نما مهم سوار بودن است
و این در حالی است که در فرهنگ دینی و ملی ما همیشه بحث کیفیت بوده نه کمیت
که فردوسی بزرگ سالهاپیش گفت :
سیاهی لشکر نیاید بکار
یکی مرد جنگی به از صد هزار
و حتی در میان فرهنگ اصیل خودشان هم دموکراسی جزئ نظانهای نا عادلانه طبقه بندی میشود افلاطون وقتی 4 نوع اداره جامعه را دسته بندی میکند دموکراسی یکی مانده به نا عادلانه ترین سیستم است ولی در جامعه امروز معنی این واژه نیز جابجا شده همچون صدها مفهوم دیگر و یک سیستم ناعادلانه به عنوان عادلانه به مردم تحمیل شده گویی قورباغه را رنگ زده به جای قناری میفروشند
و عده ای خود باخته و خود فروخته بدون فکر کردن به فرهنگ خود و حتی فرهنگ درست غرب بلند گوی بنگاه های سخن پراکنی غرب شده و دموکراسی و جامعه مدنی سق میزنند و به کشور و فرهنگ خود خیانت میکنند برای بدست آوردن جایزه ای که پوچ است
و قناری که در اصل قورباغه است
نظرات ()
فکر میکنم کسی در این تردید نداشته باشد که سینمای ایران یک سینمای بی محتوا و بی پشتوانه است که تولیدات آن نه از نظر کیفی نه از نظر کمی قابل رقابت با هالیوود و بالیوود که هیچ با چین و ژاپن که دیر تر از ما در این زمینه سرمایه گذاری کرده اند هم نیست بگذریم از اینکه دلیل این عقب ماندگی خیمه زدن پیر مرد های فاسد طاغوت بر روی سینما است و کارگردانهای سینما تبدیل به یک مشت فسیل شده اند که حتی به خود زحمت کوچکترین نوآوری را نمیدهند و اجازه ورود جوانان نو آوربه این عرصه را چه در زمینه کارگردانی چه در زمینه نویسندگی هم نمی دهند و با استاد و هنرمند به خیک خود بستن خود را از هرگونه انتقادی مصون داشته اند
از مقدمه که بگذریم این متن را به مناسبت فیلم کتاب قانون مینویسم البته کمی دیر چون 4 بار برای نوشتن این مطلب به سینما رفتم
در سینمای ایران معمولا سالی یکی دوتا فیلم که ارزش دیدن داشته باشد بیشتر ساخته نمیشود و کتاب قانون اولین فیلمی بود که من برای دیدن آن 4 بار به سینما رفتم و هر باربا دیدن آن بغزم گرفت و به شدت به فکر فرو رفتم که قبلا برای دیدن حتی بهترین فبلم ها هم فقط یک باربیشتر به سینما نرفته بودم.لحظه به لحظه این فیلم پر از معنا بود و هر سکانس آن پیامی برای گفتن داشت اگر از مشکلاتی مانند پخش صدای زن و چند صحنه نابجا بگذریم این فیلم نقطه عطفی در سینمای رو به زوال ایران محسوب میشود که در زیر به نکاتی اشاره میکنم:
از ابتدای فیلم که شروع کنیم با نشان دادن عکس جبهه رحمان این مفهوم ارائه میشود که رحمان یک شخصیت مثبت است کسیکه با اعتقاد در زمان لزوم جان را در طبق اخلاص قرار داده پس اینکه میگویند چرا در این فیلم یک شخصیت مثبت ایرانی نبود منتفی است و علاوه بر آن با نشان دادن مردم ایران به شکل رحمان این منظور رسانده شده که ما همگی انسانهای خوبی هستیم ولی مشکلی که همه به آن دچاریم عدم رفتار صحیح به دینمان است و حتی (همانطور که در سکانس های بعدی نشان داده شد) عربی حدیث را از حفظیم ولی به آن عمل نمیکنیم و دل به کثرت سالهای مسلمانیمان بسته ایم در حالیکه کیفیت آن را به باد داده ایم یکی از دوستان میگفت میشد در فیلم یک پیر مراد نشان میدادند که شخصیت ایرانی مثبت فیلم باشد به نظرمن عدم وجود چنین کاراکتری در فیلم این نیست که نویسنده میخواسته بگوید چنین شخصی در ایران نداریم بلکه پیام فیلم این است که هرکدام از ما میتوانیم یک مسلمان کامل باشیم نه اینکه فقط یک پیر مرد که خود را وقف عبادت کرده و رسیدن به جایگاه او دست نیافتنی مینمابد .
به یاد نمی آورم در سینما در هیچ فیلمی اینقدر حدیث به مخاطب ارائه داده شده باشد و حتی مسائلی که در جامعه کلیشه شده و تا آن را مطرح میکنی سریع بر علیهت جبهه میگیرند (مثل امر به معروف و نهی از منکر )در این فیلم با ظرافت به خورد مخاطب داده میشود بدون آینکه آن را پس بزند بطور مثال در صحنه ای که آمنه سر سفره به زنها میگوید غیبت نکنید قبل از اینکه بیننده بگوید اه باز هم غیبت به سرعت چند نفر از هنر پیشه ها به شدت به او اعتراض میکنند و در نتیجه به جای اینکه مخاطب امر به معروف را که کلیشه شده پس بزند اعتراض شدید و اغراق شده به آن را پس میزند طوری که در آخر های فیلم میکوید باز این غش کردیا موارد دیگر در حالیکه به اصل موضوع اعتراضی نمیکند و امر به معروف از کلیشه خارج شده و به بخاطب ارائه میشود.
دفعه اول وقتی که آمنه به مطب دکتر رفت و دکتر ایرانی با او فرانسه حرف زد با خودم گفتم دکتر عقده ای که چی فرانسه حرف میزنه؟ ولی دفعه دوم متوجه منظور فیلم شدم که جولیت در اول فیلم جایی که حاجی حرسی به او گفت که ترجمه فرانسه کتاب در آخر کتاب است میگوید فارسی آن بهتر است! در حالیکه فرانسه به نوعی زبان مادری اش است و زن مسلمان تحصیلکرده ایرانی که غریبه ها در حسرت گوهر زبان و ادبیات اویند چنان از خود بیگانه است که فرانسه بلغور میکند و به عبارتی آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد ولی گوهر شناش که باشی (دانشجوی ادبیات و زبان فارسی) میگوید فارسی بهتر است و این بر خلاف نظر بعضی دوستان مثبت نشان دادن دکتر نیست بلکه انتقاد میکند به غربزدگی غشر تحصیلکرده ما که خود روی گنج تمدن نشسته اند و کاسه گدایی به فرهنگ پست غرب دراز کرده و یا وقتی که آمنه سوار تاکسی است و میخواهد به فرودگاه برود وبه راننده میگوید من نظامی را دوست دارم و راننده میگوید نظامی نیست فلانی است! و آمنه سر خود را به نشانه تاسف عمیق تکان میدهد و این تاسفی است که باید به حال خود بخوریم که مشاهیر خود را نمیشناسیم ولی فلان خواننده را کاستش را از حفظ میخوانیم
صحنه دیگری که مایه قوت این فیلم بود در آخر فیلم هنگامیکه رحمان به آمنه میرسد بود و این راهکاری است که بعد از نشان دادن مشکلات ارائه شد و این شرح حال ماست که باید عقاید خود را باز یابیم و از نو بر سر کلاس اول بنشینیم و دین خود را دوباره و از پایه بسازیم و بشناسیم و به عبارتی همان کلام رهبر عزیزمان است که سالها قبل گفته بودند جوانان دور هم بنشینند و مباحث سالهای قبل از انقلاب و مبانی جمهوری اسلامی را دوباره تکرار کنند و یا بحث جنبش نرم افزاری که در سالهای اخیر مطرح کردند ولی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم و دل به سالهای مسلمانیمان خوش داریم ولی از لحاظ عمل کردن از یک تازه مسلمان کم می آوریم.
دفعه سومی که برای دیدن این فیلم به سینما رفته بودم به دلیل اینکه روز تعطیل بود و سینما شلوغ و چون اطرافیان بلند بلند فکر میکردند فرصتی شد تا ببینم دیگران چه برداشتی از این فیلم عمیق کرده اند و بر خلاف انتظار با طیف وسیعی از برداشتها روبرو شدم اکثریت مردم هرکدام فقط یک تکه از پیامهای فیلم را بیشتر نگرفته بودند و عده ای درست خلاف منظور فیلم برداشت کرده بودند مثل کسانی که میگفتند جون در مثنوی می دارد خواندن آن حرام است و از عمق آن خبری نداشتند و فقط به دلیل سطحی نگری پوسته را دیده بودند عده ای جز انتقاذ شدگان بودند و بهشان بر خورده بود عده ای هم مانند شخصیتهای فیلم به جای اصلاح خود به کارگردان فحش میدادند و در پی شکستن آینه به جای خود بودند مردی داشت به خانواده اش که مانتویی بودند میگفت دیدید همش داشت ما را مسخره میکرد و دختر بسیار بد حجابی که چند صندلی اونور تر نشسته بود به دوست پسرش میگفت مثلا اینها مسلمانند ؟! این در زمان خنده حاجی حرصی یا حرسی بود در حالیکه خود دختر هیچ نشانی از مسلمانی نداشت و مانند شخصیت های فیلم داشت دیگران را تخریب میکرد تا خود تبرئه شود
دختر بد حجاب دیگری وقتی برای اولین بار جولیت را نشان داد گفت چقدر خوشگله! وهمان دختر وقتی جولیت را با روسری در سفر دوم نشان داد گفت چقدر زشت است حال آدم بهم میخوره!!!!
مردی در صحنه ای که پیش دکتر ایرانی رفته بودند میگفت این زنه فارسی را بهتر از فرانسه حرف میزنه بعد دکتره فرانسه بلغور میکنه
عده ای هم به نوشته های در و دیوار داخل فیلم بیشتر از خود آن توجه داشتند و اسم رستورانها و تبلیغات را از در و دیوار میخواندند گویی نقش اول فیلم را آنها دارند
و گروهی دیگر که بسیار تعجب بر انگیز بودند (البته در حد دو سه نفر) کسانی بودند که از رزیلت های اخلاقی درون فیلم که بد نشان داده بودند مثل غیبت دفاع میکردند و به آمنه میگفتند فتنه!؟ که این نشان میدهد انسان میتواند به قدری آلوده شود که چشمش در مقابل خوبی ها کور شود و بدی ها را خوب ببیند باز هم همان آیه ختم ا... علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه که خدا گوشها و چشمهایشان را میبندد و نکته بسیار جالب دیگر اینکه در آخر فیلم که آمنه از ایران رفت به طور محسوسی از سالن صدای بغز و گریه آرام شنیده میشد
اینبار با دیدن فیلم یک سوال برایم پیش آمد کارگردان که خود میدانسته صدای زن حرام است چرا با قرار دادن صدای زن در فیلم خود را مصداق عالمان بی عملی که در سرتاسر فیلم بر آنها میتازد کرده؟
تنها جوابی که به نظر من میرسد این است که احتما لا در فیلم نامه بعضی چیز ها نبوده و کارگردان با افزودن آنها این تناقض را بوجود آورده
دیگر نکته مثبت فیلم بری کردن اسلام از اعمال غلط ما مسلمانها بود عده ای تخریب شدند ولی اسلام از اشتباهات ما مبرا شد که زدن این حرف که اسلام دین بی عیبی است و عیب از ماست در این زمانه شجاعت میخواهد
مسئله دیگری که در فیلم بود حرفهای راننده تاکسی در آخر فیلم بود که میتوان آن را شاه بیت فیلم دانست ولی به صورتی بد بیان شد که معنی اصلی را کمتر به ذهن متبادر میسازد اگر به سیر فیلم توجه کنیم راننده میخواهد بگوید که مسلمان بی عمل با یهودی و مسیحی هیچ فرقی ندارد همان جمله معروف که دین اسلام دین اخلاق است ولی طوری آن را بیان میکند که اگر اخلاقت خوب باشد دینت مهم نیست!!! و وقتی بار سوم برخورد دیگر مخاطبین را دیدم که هرکدام گوشه ای از این فیل را گرفته اند و دارند تحلیل میکنند بیشتر ناراحت شدم که چرا این شاه بیت فیلم واضح تر بیان نشده تا مخاطب با هر سطح درکی غلط برداشت نکند.
دوصد گفته چون نیم کردار نیست
و ما مسلمانهای بی عمل که به قول فیلم خودمان عربی حدیث ها را از حفظیم ولی در مقابل نیم کردار یک تازه مسلمان کم میاوریم و به جای اصلاح خود دست به نابودی و حسادت او میزنیم درست مانند گفتارهای زنان که سر سفره ختم انعام نشان داده شد
چند نکته را هم میخواهم اضفه کنم در مورد کتاب قانون
در مورد شخصیت حاجی حرسی زیاده روی شده ولی حاجی حرصی تنها فرد مذهبی فیلم نیست که ما او را نماد خومان بدانیم رحمان و همکارانش و فامیل او همگی مذهبی هستند و حاجی حرصی هم یکی از مسلمانهای کم عمل مانند دیگران است نه نماد کسانیکه عمل میکنند ولی در نگاه اول حالت خیلی بدی دارد من بار اول که فیلم را دیدم نیم ساعت اول تو دلم یه ریز به کارگردان فحش میدادم ولی در پایان از خودم احساس شرم میکردم که یک تازه مسلمان چگونه میتوتند از ته دل به کتاب قانون ایمان داشته باشد و در جامعه اسلامی ما خیلی ها به آن نگاه هم نیانداخته اند
کسانی که از این فیلم ناراحتند کسانی اند که خود را در معرض نقد دیده اند و کسانیکه دفاع میکنند ندیده اند اما اینکه چه کسی باید امر به معروف شود که اثر کند این فیلم برای ما که مصداق نیستیم ساخته شده تا فکری به حال مصداق ها و این درد جامعه کنیم نه اینکه هر مخاطب خود را اصلاح کند و این فیلم تلنگری بود به امثال من که خجالت بکشیم از اینکه ادعا داریم و در مقابل این درد ساکتیم
در آخر از تمام دوستانی که فیلم را دیده اند خواهشمند حتما نظر بگذارند
نظرات ()
در اینجا جا دارد از ایشان درخواست کنیم تا با دادن مجوز اکران به فیلم های فارسی و پورن در راستای نابودی فرهنگ ایرانی اسلامیمان گامهای بلند تری را بردارند
نظرات ()
نظرات ()