آخرین زمان

ای رهبر حق شناس و آگاهم __تا لحظه مرگ با تو همراهم__امروز که راه عشق پر پیچ است__حکم آنچه تو میکنی دگر هیچ است

 
تقلب در انتخابات از زبان بازرسان ستاد موسوی (محرمانه)
نویسنده : - ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٦
 

در یکی از شبهای ماه رمضان با یکی از آشنایان به افطاری مجمع تشخیص مصلحت نظام  رفته بودم که دیدم ۴نفر نشسته اند و با هم در مورد انتخابات حرف میزنند گویا ٣تا داشتند برای اون یکی که نبوده و تازه اومده بود اتفاقات را تعریف میکردند مطالب زیر خلاصه مباحث اونهاست که از رده های بالای ستاد موسوی محسوب میشدند

بعد از تمام شدن مباحث اسم اونها را از کسی پرسیدم آقایان عبارت بودند از:

علی هاشمی پسر محمد هاشمی و مصطفی جعفری و آقایان بهرام پور و سالاری

 

چند روز مانده بود به انتخابات

آمارهایی که از ستاد مشهد میدادند ٩٠ درصد رای مردم برای موسوی بود

ما را برای تائید این آمار و آمارگیری نهایی به مشهد فرستادند وقتی رسیدیم گفتیم بریم دم حرم آمار بگیریم یکی از بچه ها گفت نه ولی گفتیم اونجا بهترین جاست و شلوغ هم هست

از ۴٠٠ نفر سوال کردیم و ٩٠ درصد رای مال احمدی بود

گفتیم این چه وضعشه پس این آماری که ستاد میداد چی بود؟! گفتیم بریم ببینیم اینجا قمار خونه نداره از اونجا نظر سنجی کنیم!!!

رفتیم وکیل آباد و پاساز زیتون اونجا هم ٧٠ درصد رای مال احمدی بود

زنگ زدیم به علی قمپو(علی صفریان که در فامیل به دلیل چاقی به علی قمپو معروفه) گفتیم بابا اینجا اوضاع اینطوریه حالا چیکار کنیم اگه ما این آمار را بفرستیم به ستاد فحش خوردنش مال ماست علی صفریان گفت من سمنان هستم اینجا هم اوضاع همینطوره خودتون آمار را درست کنید !!!!!!!!  ما هم نشستیم با هم آمار را کم و زیاد کردیم که حدود ٧٠ هشتاد درصد برای موسوی باشه و باقیش هم مال بقیه

شب شده بود میخواستیم برگردیم که از تهران زنگ زدند و گفتند به روستاهای اطراف مشهد برید و اونجا هم آمار بگیرید برای ما خیلی مهمه اما ما چون حال نداشتیم گفتیم آمار اونجا را هم خودمون درست میکنیم زود تر میریم تهران که علی زنگ زد و گفت فلان روستا را حتما برید چون اونجا یه آشنا هست و اگه نرید خبر میده و بد میشه برای همین رفتیم

اول از یه روستای سر راه نظرسنجی کردیم که همه احمدی نژادی بودند بعد به اون روستایی رسیدیم که توش آشنا داشتیم اونجا چون طرف کار کرده بود رای موسوی بالا بود و لازم نشد دستکاری کنیم آمار اون روستا را درست زدیم و برای روستای قبلی هم همون آمار را زدیم راه افتادیم اومدیم

با شوخی : ولی نامردها چه تقلبی کردند !!!

معلومه تقلب کردند رفتن به مردم سیب زمینی دادند منم بودم رای میدادم!!!

***

مکالمات بالا کاملا نشان دهنده این هست که چرا موسوی اینطور آمار غلط میداد و از خودش مطمئن بود چون خودش تیم نداشت و حلقه هایی که احاطه اش کرده بودند داشتند او را باد میکردند تا جلوی نظام بایسته و برای همین از چند ماه قبل از انتخابات قرنطینه بود تا خارج از خواست اونها نظری و حرفی بهش منتقل نشه

یکی از وزرای موسوی نقل میکرد که من ۶ ماه قبل از انتخابات از موسوی وقت خصوصی میخواستم ولی هرکار کردم گفتند فقط عمومی میشه بیاید

زنگ زدم به مهندس و گفتم ٣ تا توصیه بهت میکنم

١.احمدی نژاد اینقدر خرابکاری کرده که تو نمیتونی درست کنی بری کنار بهتره

٢.به خاتمی نچسب خاتمی آدم کثیفیه اگه میای تنها بیا

٣.مراقب باش اون پوست خربزه ای که فائزه زیر پای باباش انداخت زیر پای تو نندازه

که هر سه تا هم اتفاق افتاد

این خاطره به خوبی نشان دهندی این است که عروسک گردان کس دیگری بود و عده ای فقط آلت دست بودند ولی فکر میکردند در حال نقش آفرینی هستند


 
comment نظرات ()