آخرین زمان

ای رهبر حق شناس و آگاهم __تا لحظه مرگ با تو همراهم__امروز که راه عشق پر پیچ است__حکم آنچه تو میکنی دگر هیچ است

 
جواب نامه بی ادبانه خانم ولی مراد به آیت الله یزدی
نویسنده : - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٠
 

خانم ولی مراد!

 

ضمن تقدیر! از نقش بی بدیل شما و دوستان فمنیستتان که در نابودی خانواده و به اجتماع کشاندن زنان و خالی کردن خانه از وجود مادر و کاهش نرخ ازدواج و موالید ایفا کردید، توجه شما را به نکات زیر جلب میکنم:

نامه بی ادبانه شما را خطاب به آیت الله یزدی خواندم و از آنجایی که ایشان شأنی بالاتر از این دارند تا بخواهند هم کلام کسی همچون شما شوند، برآن شدم تا به عنوان شاگردی کوچک و فردی از خانواده ای سیاسی که پدرم سالها در پست هایی چون وزیر و معاون رئیس جمهور از زمان شهید رجایی تا کنون به نظام اسلامی خدمت کرده است مطالبی را جهت تنویر افکار عمومی و ادامه دادن راه ایشان در جواب شما منتشر کنم و از افتادن عرصه ساسی کشور به دست عوام و تازه به دوران رسیدگانی که برای خود نمایی تمام اخلاقیات را زیر پا میگذارند و با کسی که جای پدرشان است اینگونه صحبت میکنند در حد خودم جلوگیری کنم.

نامه خود را با کنایه ای تهدید آمیز شروع کرده بودید که ما زنها خانه را از کدخدای قبلی گرفتیم و اکنون هم در صورتیکه با باج خواهی های شما مخالفت شود همین کار را می توانید انجام دهید و جالب است که در ادامه نامه مرتباً از کدخدا مایه می گذارید و کلام امام و رهبری را با سانسور جهت پیشبرد نظرات خودتان استفاده می کنید حال آنکه در همین نامه نیز نشان داده اید که اینگونه افعال و کلام را تا جایی قبول دارید که با مطامع شما سازگار باشد و در صورت مغایرت به تیغ سانسور فمنیسم گرفتار خواهند شد که در جای خود اشاره خواهم کرد.

در نامه تان با بی ادبی تمام به آیت الله یزدی گفته بودید اگر حافظه شما یاری نمی کند به بحث های تدوین قانون اساسی برگردید که شهید بهشتی از رجال به جای مرد استفاده کرد تا اعتراض ها را بخواباند.

اینجا باید عرض کنم که شما اگر حافظه تان یاری نمی کند به همان بحث ها برگردید و اینکه کلمه مرد توسط شهید بهشتی در متن قرار داده شده بود و برای کاهش مخالفت ها و لفظ آن تغییر کرد و نه معنای آن و باز به شما یاد آوری می کنم که یادتان بیاید زیرا قرآن فرموده که حافظه زنان ضعیف است و نیاز به یاد آوری دارند که در اصل دوم قانون اساسی اسناد بالادستی آن که با استفاده از آنها این قانون تدوین شده به اینصورت ذکر شده اند:

1. خدای یکتا و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر او

2. وحی الهی و نقش بنیادین آن در بیان قوانین  .... و در قسمت 5 نیز به امامت اشاره شده که همان عترت پیامبر باشد.

حال اگر می خواهید ببینید آیا قانون اجازه ریاست جمهوری را به زنان داده یا نه می توانید به این اسناد بالادستی مراجعه کنید، پس برای شما استناد می کنم به قران و سیره پیامبر اکرم و معصومین در زمینه عدم اعطای پست های حکومتی به زنان.

در زمان پیامبر اکرم (ص) هیچ کدام از استانداران ایشان زن نبودند. در زمان امام علی (ع) هیچ استاندار، فرمانده و یا حتی مشاور زنی وجود نداشت. در زمان انقلاب پیامبر با وجود عصمت حضرت زهرا (س)، هیچ گاه پست حکومتی، حتی مشورتی به ایشان واگذار نشد و چگونه است که سیره معصومین برای شما اهمیت ندارد که قانون اساسی بر پایه آن نوشته شده و با تفسیری کاملاً غلط و شخصی قصد دارید بگوئید زنان هم مرد هستند. می گویند آرزو بر جوانان عیب نیست! اما شما که پایتان لب گور است با چه امیدی دنبال ریاست جمهوری زنان هستید که حتی در کشور ایده آلتان آمریکا! هم تا کنون زنی موفق به دریافت این پست نشده و بر فرض جواز و سپس کسب رأی! وضعیت رئیس جمهور شدن امثال شما معلوم است.

جمله ای از امام (ره) نقل کرده اید که بعضی از آزادی ها مانند رای دادن و رای گرفتن را برای زنان به رسمیت شناخته اند و آخر کلام ایشان را سانسور کرده اید که امام (ره) می فرمایند: ما با آن مخالفیم که زن ملعبه دست مردان باشد و این دقیقا همان کاری است که شما با حضور بی حد و حصر زنان در جامعه به آن دامن زده اید. شما زنانی را بار آورده اید که با کوچکترین فعل و حرف شوهر از او طلاق می گیرند. اما حاضرند در محل کار بدترین توهین ها و سرزنش ها را از رئیس خود تحمل کنند چون به آنها تلقین شده باید حقتان را از شوهرانتان بگیرید، شوهرانی که خیرخواه همسرانشان هستند به کنار زده می شوند، تا زنان ملعبه ای در محل کار برای مردان باشند و شما همچنان مشغول گزینش کردن کلامی هستید که بتواند مطامع شما را بر آورده سازد خواه از زبان عالمی دینی خواه از نهاد های سکولار بین المللی.

اما درمورد جمله ای که از مقام معظم رهبری نقل کرده اید که زن و مرد برابرند!!! که اگر چنین بود خود ایشان در دیدار اخیر با فرهنگیان نمی گفتند که کتب درسی دختران باید حاوی  آموزشهای خانه داری و کتب پسران باید حاوی آموزش های اجتماعی باشد. شما و امثال شما سال ها تلاش کردید تا با یکسان کردن کتب درسی عکس پسران را در حال کار خانه و عکس دختران را در حال جوشکاری به تصویر بکشید تا در راستای فمنیستم بین الملل و امپراطوری جهانی خانواده ها را از هم پاشانده و نقش های جنسیتی را که باعث ایجاد و تداوم خانواده هستند نابود کنید و در حالیکه امروزه فمنیسم در شعارهای شما در غرب رنگ باخته و هر روز مقاله یا کتابی در باره تفاوتهای زنان و مردان منتشر می شود شما هنوز به دنبال مطامع امپریالیسم هستید.

اما جهت تنویر افکار عمومی می نویسم:

در اسلام قاعده ای وجود دارد به نام قاعده ضرورت، طبق این قاعده بعضی از قوانین که در زمان عادی بصورت عادی اجرا می شوند در زمان ضرورت تغییر می کنند و با از بین رفتن ضرورت باز هم به حالت اولیه باز می گردند. به عنوان مثال قاعده کلی این است که جهاد بر زن واجب نیست. اما اگر دشمن وارد شهر شود جهاد بر زنها هم واجب می شود، چون ضرورت به وجود آمده است و به جامعه کشاندن زن ها برای انقلاب توسط امام راحل هم شامل همین قاعده بوده است که با پیروزی انقلاب جامعه می بایست به قاعده اصلی باز گردد. اما امثال شما حاضر نیستند قدرت و شهرت را رها کرده به تربیت فرزندانشان بپردازند.

1.گفته بودید که زنان سهم بیشتری در انقلاب دارند اما پست ها را مردان اشغال کرده اند. هرگاه خواستید چنین توهماتی را تکرار کنید نگاهی بیاندازید به آمار شهدای مرد و زن تا بفهمید در انقلاب و جنگ چه کسی سهم بیشتری داشته و حال که امنیت حاکم شده چه کسی به دنبال باج خواهی و گرفتن سهم از غنیمت هاست.

2.گفته بودید که فتوای رهبری در مورد ارث زن مخالف با نظر فقهی آیت الله یزدی بوده و خواسته بودید از این طریق ایشان را تخریب کنید و شما با استفاده از این فتوا توانسته بودید قانونی در این باره در مجلس تصویب کنید و البته این را هم بگویم خودتان پاسخ خودتان را دادید.

 سوال اینجاست که آیا دل شما و فمنیسم به حال دین و فتوای مراجع سوخته؟ آیا در مورد قانون فرزندخواندگی دختران مجرد نیز فتوای رهبری وجود داشت که برای تصویب آن خودتان را به در و دیوار زدید؟ آیا در مورد برابری دیه زن و مرد هم رهبری حکم داده بودند که از آن طرفداری می کردید؟ آیا زمانیکه مجلس قانون خروج دختران مجرد را با فشار و لابی شما از دستور خارج کرد نیازی به فتوا نبود؟ آیا زمانیکه با قانون اسلامی ازدواج مجدد مخالفت می کردید نظر رهبری را پرسیدید؟ آیا زمانی که با قانون صیغه به مخالفت پرداخته بودید فتوای امام صادق (ع) مهم نبود که فرموده بودند کسی که متعه و رجعت را قبول ندارد شیعه نیست؟

برای ما واضح است که شما برای دین و مراجع ارزشی قائل نیستید و هرکجا دست آویزی پیدا کنید به آن متوسل می شوید و امروز آن دست آویز فتوای رهبری است، با این تفاوت که شما توانسته اید نظر فقهی ایشان را تبدیل به قانون کنید در حالیکه اگر ایشان چنین نظری داشتند حکم حکومتی صادر می کردند نه فتوا و تفاوت استنباط فقهی میان ایشان و آیت الله یزدی موردی عادی است که در بین علما وجود دارد اما شما برای کوبیدن مخالفان خود به آن متوسل شده اید و همانطور که در موارد متعدد بالا دل شما و دوستان فمنیستتان به حال اسلام نسوخته این مورد نیز همین گونه است که در موارد متعدد بالا دل شما و دوستان فمنیستتان به حال اسلام نسوخته این مورد نیز همین گونه است که اگر بر خلاف این بود شورای نگهبان را تخریب نمی کردید که امام فرمودند همه باید یه حکم آن تمکین کنند و هم اکنون نیز در سنگر اول حمایت و نگهبانی از آرمان های امام قرار دارد و البته معلوم است شما و سایر کسانی که با احکام این شورا مخالفت میکنید چه مقصدی را در پیش دارید.

3.در قسمت سوم نامه تان داستانی بی نام و نشان را از فردی بی نام و نشان نقل کرده اید و ان را مبنای نتیجه گیری قرار داده اید و باز با سانسور حقایق نوشته اید: این دسته از روحانیون همان ها بودند که حضور زنان در انقلاب را هم خلاف شرع می دانستند و حتی بعضی انقلاب را خلاف شرع می دانستند و بعضی خود دخترانی داشتند که اصلا مدرسه نفرستاده بودند، زمانی که همسر حضرت امام زبان فرانسه می دانست. اگر می خواهید نام آن دسته از آقایان و نام آن روحانی را هم بگوییم.

و نگفته اید که همسر امام هم در منزل بودند و در منزل فرانسه می خواندند و این رویه مذهبیونی بود که دینشان را به دنیایشان نمی فروختند . برای حفظ دین زنان و دخترانشان آنها را در خانه نگه می داشتند و یکی به علاقه اش در زمینه زبان می پرداخت و یکی در زمینه خیاطی و شما را ارجاع می دهم به قرآن کریم که خداوند به زنان پیامبر توصیه می کند تا در خانه هایتان بمانید که این برای شما بهتر است و نظر تفاسیر بزرگی چون المیزان و نمونه را هم برایتان می نویسم تا باز تفسیر به رای نکنید و از این آیه استنباط نکنید که زنان پیامبر باید فعالت اجتماعی میکردند و پست وزیر و کیل می گرفتند:

در تفسیر می خوانیم اینکه خداوند زنان پیامبر را خطاب قرار داده به این معنی نیست که فقط این حکم برای زنان ایشان است، بلکه این حکم برای تمام زنان مسلمان است علی الخصوص زنان پیامبر (ص).

و بگم بگم های شما، من را به یاد فردی انداخت که با تمام زرنگی نتوانست نظر خلاف خود را به جامعه تحمیل کند، شما که جای خود دارید.اگر مایل بودید میتوانید لیست را از جیبتان بیرون بیاورید البته اگر 8 سال در جیبتان گیر نکند تا من هم اطلاعاتی را که از امثال شما و جامعه فمنیستی زینب دارم به گوش مردم برسانم که با چه پولی و با چه رانتی تشکیل شد و امثال شما را دور هم جمع کرد تا امروز زبانتان برای علما دراز باشد و با فردی که هم سابقه اش در اسلام و نقلاب و هم خدماتش از شما بیشتر است اینگونه سخن بگوئید.

و در پایان از کلام خدا استفاده میکنم و آیه 19 سوره احزاب را که مناسب حال شماست می نویسم باشد که هدایت شوید:

آنها(منافقین) در همه چیز نسبت به شما بخیلند؛ و هنگامى که ترس پیش آید، مى‏بینى آنچنان به تو نگاه مى‏کنند، و چشمهایشان در حدقه مى‏چرخد، که گویى مى‏خواهند قالب تهى کنند!

اما وقتى حالت خوف و ترس فرو نشست، زبانهاى تند و خشن خود را با انبوهى از خشم و عصبانیت طلبکارانه بر شما مى‏گشایند (و سهم خود را از غنایم مطالبه مى‏کنند!) در حالى که در آن نیز حریص و بخیلند؛

آنها (هرگز) ایمان نیاورده‏اند، از این رو خداوند اعمالشان را حبط و نابود کرد؛ و این کار بر خدا آسان است.

مهندس منافی


 
comment نظرات ()