آخرین زمان

ای رهبر حق شناس و آگاهم __تا لحظه مرگ با تو همراهم__امروز که راه عشق پر پیچ است__حکم آنچه تو میکنی دگر هیچ است

 
دروغ های سبزز از زبان عارف جان می گیرند گفته ها و ناگفته ها
نویسنده : - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٠
 

 

برنامه های نلویزیونی نامزدها در حالی ادامه می یابند که دیشب عارف مهمان شبکه 2 بود و بنا به سیاست همیشگی اصلاح طلبان دروغ پراکنی و شایعه سازی و تحریف واقعیاتی که هنوز 4 سال بیشتر از آن نگذشته است را اجرا می کرد.

 

عارف گفت من نمیگذارم در دولت اطلاحات من به کسی از مسؤلین گذشته و حال توهین شود اما خودم توهین ها را تحمل میکنم اما نگفت  که گفتمان تخریبی مسؤلین از زمان اطلاحات شروع شده و به عنوان ابزار جنگ روانی آنها مورد استفاده قرار می گرفت و نگفت که در دوران انتخابات مجلس ششم چه نسبت های دروغی توسط همین افراد که امروز ژست راستگویی و ادب میگیرند به هاشمی وارد گردید و امروز همین ها برای دو کلمه حرف در مناظرات از طرف احمدی نژاد به خون خواهی هاشمی پرداخته اند و نگفت اصلاح طلبانی که هم اکنون دم از ولایت فقیه میزنند به این دلیل است که چاره ای ندارند و آن زمانی که قدرتی داشتند توهین و فحاشی بود که نثار رهبر و نهاد های قانونی میکردند و با ژروژاگاندا حتی در زمانی که میگفتند ما رهبری را قبول نداریم به ایشان نامه تهدید می نوشتند تا نامزدشان را بر خلاف قانون تائید صلاحیت کنید نگفت که اگر قرار باشد کسی برای بنیان گذاری توهین به مسولین محاکمه شود خود او و دوستانش هستند گفت اگر کسی به من توهین کند تحمل میکنم اما نگفت شعار زنده باد مخالف من که خاتمی میداد به فحاشی و تهدید دانشجویان اصلاح طلب مخالف وی تبدیل شد و بسیجیانی که مرتبا توسط آنها تحقیر می شدند سعی میکردند جلوی توهین به رئیس جمهور را بگیرند عارف گفت فاصله نسل سوم و اول زیاد شده اما نگفت در دوران اصلاحات با تغییر کتب درسی مدارس خودشان این فاصله را به وجود آوردند عارف از وقایع چند سال گذشته گفت اما نگفت این وقایع را اصلاح طلبان به وجود آوردند و در سال 78  نیز  مشاوران و معاون رئیس جمهورخاتمی، در دولت خودشان از درون اغتشاشات کوی دانشگاه را راه اندازی و هدایت می کردند و امثال قائله خرم آباد و قتل های زنجیره ای را به وجود آوردند که باعث کشته و زخمی شدن افراد بی گناه گردید گفت من آمده ام تا دانشجویی ستاره دارنشود و استادی به زور بازنشسته و استانداران ثبات مدیریت داشته باشند و نگفت که ستاره دار شدن در زمان معین اصلح طلب راه اندازی شد و اساتید اخراجی سلطنت طلب که در زمان انقلاب فرهنگی توسط همین افراد مانند بهزاد نبوی اخراج شده بودند با اسم اینکه نظام اینها را اخراج کرده به صورت انبوه وارد دانشگاه شدند و از کرسی های نظام اسلامی در جهت تخریب آن استفاده کردند و همین طور نگفت که در دولت اطلاحات استانداران به صورت اتوبوسی عوض میشدند و از جناح اصلاحات افراد بی صلاحیت فقط برای وابستگی سیاسیشان در پست ها منصوب میشدندتا جایی که در همان زمان اعتراض مجلس وقت را همراه داشت.و عارف مانند میر نادان تلاش خود را برای بدست آوردن رأی اندک فرق و گروه ها انجام داد و با دادن قول ایجاد معاونت اقوام در ریاست جمهوری سعی کرد تکه ای از گوشت نظام شیعی را کنده جلوی فرق و گروه ها بیاندازد تا شکم آنها را سیر کند و رأی آنها را جمع کند. این روندی بود که در زمان خاتمی شروع شد و حاصل آن به وجود آمدن ریگی از حوزه مکی زاهدان بود که پول آن را سعودی تأمین می کرد و تعداد زیادی از هموطنان ما را به خاک و خون کشید ومولوی عبدالحمید استاد وی با عنوان معاون رئیس جمهور در امور اهل سنت توانست تمام علمای اهل سنت مخالف خود را سرکوب کند و به طور کاملاً تصادفی تمام این علما توسط گروهک ریگی ترور می شدند و گناه آن به گردن نظام انداخته می شد که در اواخر حتی پژاک هم در کردستان علما سنی مخالف را به نفع مولوی عبدالحمید ترور می کرد و ما موستا شیخ الاسلام که از اعضای خبرگان رهبری هم بود از قربانیان باج دهی اصلاح طلبان به فرق است و عارف نشان داد مانند هم پیاله  ای هایش برای 500 هزار رأی سنی های سیستان و بلوچستان حاضر است امکان ترور و ناامنی را برای تنها کشور شیعه جهان به وجود آورد و باج دهی به آنها را در دستور کار خود قرار داده البته این سیاست در 88 توسط  موسوی نیز دنبال می شد که از این لینک  می توانید طرفداری مولوی عبدالحمید از موسوی را ببینید و همینطور ریگی که به سزای اعمالش رسید در آن زمان قول حمایت و آموزش شورشیان سبز را داده بود اما نکته خنده دار اینجا بود که عارف قصد دارد اگر خدایی نکرده رئیس جمهورشود از امثال خاتمی به عنوان سفرای فرهنگی ایران استفاده کند وسفیری که با لباس روحانی حکم دست دادن با زنان نامحرم را نمی داند چه خوب سفری خواهد بود کاملاً در جهت اهداف نظام.

 

عارف گفت من از حق مردم برای انرژی هسته ای دفاع می کنم اما نگفت در سال 84 شعار معین که آن زمان خاتمی حمایتش می کرد مثل امروز عارف و به عنوان نماینده جریان اصلاح طلب تعطیلی کامل انرژی هسته ای و به حراج گذاشتن ثروت ملت بود که مردم با رأی ندادن به او نشان دادند که از حق خود نمی گذرند وحالا چون باد از این طرف می وزد و چون کارهای سخت را دولت فعلی انجام داده و 10 سانتریفیوژزمان خاتمی را به 10 هزار رسانده شعار های تعطیلی به عدم تعطیلی تغییر کرده است و اصلاح طلبان نشان داده اند که همیشه نفر اول برسر سفرهای حاضر و آماده هستند .

 

انتخابات نیز نوعی رقابت و مبارزه است و تکلیف کسی که برای پیروزی در رقابت دست به دامان یهود می شود تا رأی چند ده یا چند صد هزار نفری آنها را در مقابل مسلمانان استفاده کند و با کمک یهود پیروز رقابتی که ما مسلمانان دارد شود؛ معلوم است و انسان را به یاد هم پیمانی منافقین و یهود برای نابودی پیامبر(ص) و اسلام در صدر اسلام می اندازد.

 

یهودیانی‌که در عید فصح خون غیر یهود را در پخت نان به کار می برند و می خورند، یهودیانی که در زمان هخامنشی در سه شبانه روز 80 هزار نفراز خانواده های سرشناس ایرانی را کشتند و هر ساله سالروز این قتل عام خونین را با نام پوریم جشن می گیرند  و شادی می کنند . یهودیانی که در اسرائیل قاچاق اعضای بدن انسان را قانونی و آزاد کرده اند و اعضای بدن مسلمانان فلسطینی را به اروپا صادر می کنند .یهودیانی که از ایران هر ساله برای اسرائیل کمک مالی می فرستند و در مراسمشان در یکی از کنیسه های تهران که چند سال پیش عکس های آن لو رفت پرچم اسرائیل را نصب می کنند و ما سرمان را زیر برف می کنیم که کلیمی های ما اسرائیلی نیستند باید هم به اصلاح طلبان رأی دهند که حاکمیت آنها برابر حاکمیت یهود است واگر فردا روزی بتوانند ایران را به دست آورند 70 میلیون قلب وکلیه برای صدور به اروپا در اختیار خواهند داشت و درآمد آن صدها برابر هزینه هایی که کرده اند مثل 50 میلیون دلاری که به موسوی کمک کرده بودند ورأی هایی که عارف می دهند خواهد بود.

 و مثال اصلاح طلبان با استدلال های عوام فریبانه شان مثل کسی است که دروازه های شهر را به روی دشمن باز می کند به امید این که خودش در امان باشد اما دشمن همه را با یک چوب می راند وخود اورا نیز از دم تیغ می گذراند زیرا این مهره هاتا زمانی به درد می خورند که دروازه ای وجود داشته باشد.

 


 
comment نظرات ()