آخرین زمان

ای رهبر حق شناس و آگاهم __تا لحظه مرگ با تو همراهم__امروز که راه عشق پر پیچ است__حکم آنچه تو میکنی دگر هیچ است

 
سر انجام انقلاب ما چه خواهد بود؟
نویسنده : - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۱
 

شاه نعمت ا... ولی یکی از عرفای با فضیلت بوده که مقبره او در کرمان است

شعر زیر از گفته های وی میباشد که حاکی از نوعی مکاشفه دارد که قسمتیکه مربوط به این زمان میشود را در زیر آورده ام برای دیدن کل متن شعر میتوانید به ادامه مطلب مراجعه کنید

کهنه رندی بکار اهرمنی___اندراین روزگار میبینم

منصف بر صفات سلاطینست___لیک من گرگ وار میبینم

چون دو دهسال پادشاهی کرد___شهیش را  تبار میبینم

پسرش چون بتخت بنشیند___بواعجب روزگار میبینم

غارت و قتل مردم ایران___دست خارج بکار میبینم

جنگ و آشوب و فتنه بسیار___در یمین و یسار میبینم

شور و غوغای دین شود پیدا___سر بسر کارزار میبینم

پدران رحم بر پسر نکنند___پسران را بدار میبینم

جنگ سختی شود تمام جهان___کوه و صحرا تبار میبینم

مردمان جهان ز دخت و سر___جملگی در فرار میبینم

اندکی امن اگر بود آنروز ___در سر کوهسار میبینم

دولت مرد و زن رود بفنا___حال مردم فکار میبینم

بعد از آن شاهی از میان برود___دولتی پایدار میبینم

چونکه چند سال از زمانه گذشت___عالمی چون نگار میبینم

نائب مهدی آشکار شود___نوع عالی تبار میبینم

پادشاهی تمام دارنده___سروری با وقار میبینم

بندگان جناب حضرت او___سر بسر تاجدار میبینم

تا چهل سال ای برادر جان___دور آن شهریار میبینم

دور ایشان تمام خواهد شد___لشکری را سورا میبینم

سیدی را زنسل آل حسین___سروری را سوار میبینم                                  

قائم شرع  آل پیغمبر___بجهان آشکار میبینم

م ح م د می خوانند___نام آن نامدار میبینم

صورت و سیرتش چو پیغمبر ___حلم و علمش تمام میبینم

در کمربند آن سپهر وقار___تیغ چون ذوافقار میبینم

سمت مشرق زمین طلوع کند___گور دجال زار میبینم

رنگ یک چشم او بچسم کبود___خری بر خر سوار میبینم

لشکر او بود ز اصفهان___هم یهود و مجار میبینم

هر قدم از خرش بود میلی___دور گردون غبار میبینم

صورت نیمه همه خورشید___بنظر آشکار میبینم

سروری را که هست پاینده___یار با ذوالفقار میبینم

هم مسیح از سما فرود آید___پس کوفه غبار میبینم

آل سفیان تماه کشته شوند___با هزاران سوار میبینم

از دم تیغ عیسی مردم ___قتل جال زار میبینم

مسکنش سهر کوفه خواهد بود___دولتش پایدار میبینم

کارداران نقد اسکندر ___ همه در راه کار میبینم

ترک اغیار سید خواهد بود ___خصم او در مهار میبینم

نه درودی به خود همی گویم ___بلکه از سر یار میبینم

نعمت ا... نشسته در  کنجی___همه را در کنار میبینم

این شعر اشاره به مقام معظم رهبری دارد که دوران حکومت ایشان را ۴٠ سال ذکر کرده و پس از آن ۴٠ سال با ظهور حضرت مهدی آن دوره تمام میشود

دلیل این استنباط که فرد مذکور همان رهبر امروزی ما است ٢تاست

اول اینکه حکومتش تمام میشود پس این شبهه که او امام زمان باشد از بین میرود ضمن اینکه بحث ظهور را در ابیات بعدی آورده شده

و دوم اینکه گفته چند سال بعد از از بین رفتن شاهنشاهی این سید به حکومت میرسد که نشان میدهد منظور امام نبوده بلکه آقای خامنه ای است

پس به سبزکهای بی هویت و قزمیت عرض میکنم بیخود زور بیخود نزنید و خودتون را علاف نکنید


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
ریگی از حامیان غیر مستقیم فتنه سبز دستگیر شد
نویسنده : - ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٤
 

امروز صبح خبری پخش شد که برای من و مردم بسیار خوشحال کننده بود:

عبد المالک ریگی دستگیر شد

احتمالا الان دارید فکر میکنید که ریگی چه ربطی به جریان سبز داره؟و باز اینها هرکی را گیر آووردند گفتند سبزه ولی عجله نکنید به اونجا هم میرسیم

با این سوال شروع میکنم که ریگی که بود و از کجا سر برآورد و شروع به قتل عام مردم کرد؟ یک جوان بی نام و نشان چگونه تبدیا به یک تروریست خونخوار شد و پدر فکری او که بود؟ چگونه در ظرف دوره خاتمی که ریگی تازه سر برآورده بود وزارت اطلاعات نتوانست او را دستگیر کند و بعد از اینهمه سال او در دولت بعدی و در حالیکه بسیار با تجربه تر از روزهای اول بود و توسط وزیری که گفته میشد اصلا اینکاره نیست گرفته میشود؟

***

مولوی عبد الحمید یکی از علمای اهل سنت در زاهدان است این روحانی سنی صاحب مدرسه علمیه مکی در همان شهر میباشد

این شخص  در حال ساخت ساختمانی بسیار عظیم برای حوزه علمیه خود میباشد که پول آن از عربستان تامین میشود

عبد الحمید در  انتخابات دوره هشتم حدود یک میلیون رای برای معین از سنی های سراسر کشور جمع کرد

در دوره خاتمی وی مشاور رئیس جمهور در امور اهل سنت بود

و اما نکته مهم:

ریگی یک طلبه ساده از طلاب همان مدرسه علمیه در زاهدان بود

مولوی عبدالحمید که اعمال موزیانه او کم کم پس از مدتها در حال آشکار شدن است از سالها قبل با استفاده از قدرتی که خاتمی در اختیار او گذاشته بود شروع به تحت کنترل در آوردن مولوی های (روحانی های سنی ها)کوچک تر در منطقه خود و سپس  در استانهای سنی نشین نمود .اگر یک مولوی با او کنار نمیامد به طور کاملا اتفاقی ترور میشد و در بعضی موارد این کار توسط گروهک وهابی ریگی انجام میشد در حوزه علمیه ای که قرار بود دروس سنی ها تدریس شود به دستور او کتابهای وهابیت به طلاب آموخته میشد و چندی قبل که شورای انقلاب فرهنگی تصویب کرد که کتابهای حوزه های سنی باید در شورایی متشکل از علمای شیعه و سنی انتخاب شود او تنها فردی بود که در زاهدان در مخالفت با این قانون شورش به راه انداخت تا بتواند به تدریس کتابهای وهابی ادامه دهد و امثال ریگی را تربیت کند به عبارت دیگر ریگی شاخه نظامی مولوی عبد الحمید بود که هرگاه نیاز میشد از او استفاده میکرد

ده مرده استاندار توانا و کار آمد سیستان و باوچستان چندی قبل بطور ناگهانی بعد از ربوده شدن سربازهای ما از پاسگاه عوض شد و این در حالی بود که عبد الحمید بارها از ناراضی بودن از او گفته بود و اینکه ما در اینجا استاندار بومی نمیخواهیم؟!!! در حالیکه همه جا میخواهند استاندار بومی باشد تا مشکلات آنان را درک کند.واین تنها به ذهن این را متبادر میسازد که وقتی عبد الحمید نتوانسته از نفوذ سیاسی به جا مانده در دوران خاتمی استفاده کند به شاخه نظامی خود دستور ترور برای فشار آوردن را داده.

چندی پیش دیدیم که چند تن از ماموستا های کردستان که در خبرگان هم بودند ترور شدند و این اتفاقی است که برای خیلی از علمای سنی که با وهابیت سازگاری نداشتند آمده و آنهایی که او را به عنوان رهبر سنی ها در ایران بپذیرند  کمکهای سعودی را از طریق وی به جیب میزنند کلیپی که چندی قبل در گوشی ها پخش شده بود  امام جمعه سنی های خراسان بود که میگفت ماری را دیده که  به مولوی عبد الحمید سلام رسانده سپس به حالت نوشته عمر در آمده و مرده و وی او را مانند یک مسلمان به خاک سپرده.چه میشود که این متحجرین که به ما برای کوچکترین کار انگ خروج از دین را میزنند خود چنین شایعات احمقانه ای را میسازند ؟ البته که باید چاپلوسی کرد تا پول بیشتری برسد

مولوی عبد الحمید نمونه کاملی از عمر عاص است که وقتی مسجد شیعیان ذر زاهدان توسط ریگی منفجر میشود این اقدام را محکوم میکند و در پس پرده هدف بعدی را برای او ارسال میکند

و این بابت خجالت است که چنین فرد فاسدی در کشور شیعه به خود جرات میدهد فتوای قتل یکی از علمای شیعه را(آقای دانشمند) علنا صادر میکند و خون او را مباه میکند و با پا در میانی و باج گرفتن حاضر میشود از حرف خود برگردد.

حالا با خواندن این اوصاف  فکر میکنید این وهابی که استاد ریگی بوده و خون همه ما ایرانی ها را حلال میداند و فتوا داده کنترل نسل حرام است تا نسلشان زیاد شود و ایران را از ما پس بگیرند در انتخابات از چه کسی حمایت کرده بود؟

(عکس زیر یکی از بروشور های تبلیغاتی موسوی است)

 

به نظر شما چه منفعتی در به روی کار آمدن موسوی برای این فرقه ضاله وجود داشته؟

جز اینکه این جماعت به دنبال به روی کار آمدن کسی است که بتواند بیشترین صدمه را به نظام شیغی ما وارد کند؟ و کسانکه برای رسیدن به قدرت حاظر شوند با شیطان هم دست بدهند چه برسد به وهابی ها

و عجبا که یک وهابی ذهن بسته خوب را از بد تشخیص میدهد و عده ای که ادعای روشن فکری دراند تشخیص نمیدهند چه کسی در حال صدمه زدن به ما است


 
comment نظرات ()